Search This Blog

Powered By Blogger

My Blog List

Saturday, June 27, 2009

پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸
خردادی که ایران را لرزاند
هوشنگ اسدي
hooasadi(at)yahoo.fr


خرداد آغاز وفرجام" انقلاب اسلامی" است. نظریه ای که درخرداد ١٣٤٢ نظام چند قرنه شاهنشاهی را به چالش طلبید و سی سال بعد بر آن غلبه یافت، درست سی سال بعد در خون دختری به نام ندا غرق شد.
نبردی که امروز خیابانهای تهران و شهرهای بزرگ کشور شاهدش هستند، ریشه درتاریخ یک قرن اخیر ایران دارد. چالشی تاریخی، فلسفی و اجتماعی است بین کهنه ونو. این چالش، تاکنون دو انقلاب و یک شبه انقلاب را پشت سرگذاشته واکنون روزهای خونین انقلاب دیگری رامی گذراند.
صد سال پیش در نخستین انقلاب آزادی که درایران روی داد و به" انقلاب مشروطیت" معروف است، روحانیت شیعه موفق شد تحولی راکه می توانست ایران را پیش از ژاپن و ترکیه به جهان نو پیوند بزند، نیمه تمام بگذارد.
رهبر "متشرعین" که از اساس "آزادی" رابا " اسلام" در تضاد می دید، اعدام شد. اما شاگردان " شیخ استبداد" یعنی فضل اله نوری مجال یافتند در خرداد ١٣٤٢ اعلام وجود ودر سال ١٣٥٧ انقلاب مردم ایران را با صفت اسلامی مصادره کنند.
جریانها، عناصر ، گروهها و نیروهای متعددی زیر چتر انقلاب اسلامی جمع شدند که بر بستر اسلام نظرگاههای متعددی را نمایندگی می کردند ؛ ازلیبرال های اسلامی درس خوانده در غرب که پیش نویس قانون اساسی را بر بنیاد قانون اساسی فرانسه تهیه کردند تا نیروهای افراطی که اکنون کوس رقابت با القاعده و طالبان می زنند و از همراهی عناصری برخوردارند که درتاریخ ایران به "انگلیسی" شهرت دارند. این نیروها توانستند ولایت فقیه را به قانون اساسی وصله کنند.
بعد از درگذشت آیت اله خمینی، صفت مطلقه هم به ولی فقیه افزود شد و سرکوب گسترده طبقه متوسط – پایه اجتماعی جامعه مدنی- شدت گرفت. این سرکوب که اولین پیامدش موج های پی در پی مهاجرت بود، نتوانست کار جمهوری را یکسره وبخش اسلامی را مسلط کند.
ازاین شکاف در دوم خرداد ١٣٧٦، جریان اصلاحات فوران کرد ومحمد خاتمی رابعنوان کسی که می توانست هر دو طرف تضاد را نمایندگی کند وآنها را در نقطه ای بهم برساند، برگزید. عدم درک درست از جامعه ایران از جانب رهبری جناح اسلامی و ترجیح گسترش جهانی اسلام بر حفظ منافع ملی ایران, به اجرای برنامه ای انجامید که محمد خاتمی را از صحنه بیرون کرد ومحمود احمدی نژاد را برکشید.
جناحی که محمود احمدی نژاد چهره بیرونی آن بود و درحوادث اخیر جای خود را به آیت اله سیدعلی حسینی خامنه داد، چهار سال تمام باهمه نیروکوشید شکاف رابازور بسود قرائت طالبانی از اسلام پرکند.
٢٢ خرداد ١٣٨٨، روزی بود درخرداد سوم که با وجودهمه نقشه ای که درابعاد گوناگون بایاری افسران امنیتی روسی طراحی شده بود؛ جامعه ایران را دچار فورانی کرد که این بار آتشفشانی بود. اکثریت مردم ایران که جوانان متولد بعدازانقلاب اسلامی هستند به قدرت حاکم "نه" گفتند و "قهرمان ناخواسته"- به تعبیر مجله اشپیگل- خود رابرگزیدند. وقتی نتایج آرای مردم معلوم شد " کودتای ٢٢ خرداد" که بادقت تمام پیش بینی و طراحی شده بود، شکل گرفت. مسیر حوادث از آن به بعد تا نیمه شب شنبه سیاه ٣۰ خرداد ١٣٨٨ در مطالب پائین این صفحه مندرج است. حوادث ٤ روز بعد تا آخرین ساعات چهارشنبه ٣ تیر را می توان چنین تصویر کرد.
کودتای خزنده بر دو محور پیش می رود . "مروجین اسلام متحجر و طالبانی"- چنانکه مهدی کروبی اکنون به صراحت تمام – می گوید از سوئی " اتلاف وقت" می کنند تا درمتن بازی قانونی رهبر- شورای نگهبان، زمانی را که اکنون برای پنج روز دیگر هم تمدید شده از سربگذراند تا شعله های خشم را سرد ورهبری جنبش را مایوس کند.
ازجانب دیگر حکمت نظامی اعلام نشده، سرکوب بیرحمانه اجتماعات ، مسدودکردن وسایل ارتباط جمعی و دستگیری گسترده فعالان اجتماعی برای وارد آوردن ضربه نهائی بطور آهسته وپیوسته ادامه دارد.
اخبار متعدد حاکی است که دستگیرشدگان توسط سعید مرتضوی زیر فشارشدید قرار دارند تا به تلویزیون بیایند وبه" کودتای مخملی به" رهبری آمریکا" اعتراف" کنند. باین ترتیب مرحله نهائی کلید خواهد خورد.
بااینکه معلوم نیست حسین شریعتمداری کجاست و" شایعه پرس" از حضورش در ستاد کودتا و بازجوئی از دستگیر شدگان حکایت دارد ، کیهان روزانه لحظه نهائی را زمینه سازی می کند.
ارگان مرکزی کودتا از قول منابع نامعلومی می نویسد: "گزارش هاي زيادي وجود دارد كه از برنامه دولت آمريكا براي بي ثبات سازي ايران خبر مي دهند. گزارش هايي وجود دارد كه حاكي از كمك مالي دولت آمريكا به بمب گذاري و كشتار در داخل ايران است. طبق يكي از اين گزارش ها، ژنرال «ميرزا اسلم بيگ»، رئيس سابق ارتش پاكستان روز دوشنبه طي گفتگوي راديويي اعلام كرد: اسناد بي چون و چرايي وجود دارد كه از دخالت آمريكا در قضاياي انتخابات ايران دلالت دارد. اين «اسناد ثابت مي كند كه سازمان سيا، 400 ميليون دلار در داخل ايران به منظور بروز آشوب هاي پس از برگزاري انتخابات، هزينه كرده است.»يك استاد حوزه و دانشگاه در گفت وگو با خبرگزاری فارس می گوید :"مسئوليت اصلي حوادث ناگوار تجمع هاي اخير از جمله خون هاي ريخته شده بر عهده ميرحسين موسوي است." این "استاد" کسی نیست جزحجت الاسلام والمسلمين مهدي طائب ،برادرحسن طائب فرمانده سابق کفن پوشان و لباس شخصی ها و فرمانده کنونی مقاومت بسیج.
کیهان همین فکر را به تیتر اول روز بعدش تبدیل می کند و می نویسد:" موج خونخواهي مردم از ميرحسين موسوي.ده ها كشته و زخمي، تخريب گسترده اموال عمومي، آتش سوزي هاي وسيع و صدها مورد تخريب خودروهاي مردم حاصل دو هفته قانون گريزي و خودخواهي ميرحسين موسوي است. "و سپس درست به سبک سرکوب خونین دهه ٦۰ همه جنایات کودتا چیان را به گردن بیگانگان می اندازد و میر حسین موسوی که در"خط" آنهاست. باین ترتیب هم زمینه را برای دستگیری او فراهم می سازد و هم مقدمات از میان برداشتن نیروهای اصلاح طلب را آماده کند.
یکی از جنایاتی که کودتاچیان به گردن مردم می اندازند، قتل فجیع "ندا"ست. قتلی که نویسنده ای در باره اش نوشت: "در جنگ ویتنام تصویر دختری ۹ ساله كه با بدن سوخته و لخت از صحنه جنگ فرار می‌كرد عمق خشونت جنگ را مجسم كرد. با انتشار این تصویر، شمارش معكوس شكست آمریكا آغاز شد. در ایران نیز تصویری كه لحظه مرگ ندا را ثبت كرده‌ عمق فاجعه‌ای را كه بر مردم ایران می‌رود بازگو می‌كند. این تصویر می‌تواند به صورت نمادین افول استبداد حاكم بر ایران را نوید ‌دهد."
جهان از دیدن فیلم این جنایت لرزید. گویندگان تلویزیونی شبکه های بسیاری وقت نشان دادن فیلم گریستند . درجهان شعرهاسرودند. آوازهاخواندند . حتی پرزیدنت اوباما هنگام نام بردن از ندا بغض کرد. خون ندا سمبل جنبش مسالمت آمیز مردم ایران شد و جهان از شناسائی دولت کودتا سرباززد، جز روسیه.....
رئیس جمهور روسیه که کشورش اکنون صاحب اصلی منابع و بازار ایران است و برای جلوگیری از به خطر افتادن منافعش ، کودتای ٢٢ خرداد را با کمک افسران اطلاعاتی اش سازمان داد، تنهاکشور مهم دنیاست که حکومت کودتارا برسمیت شناخته اس
در لحظ کنونی تاریخ: " آقای خامنه‌ای در برابر یک دو راهی تاریخی" انتخاب خود را کرده است.سپاه پاسداران انقلاب اسلامى که خودرا " فرزندان ملت ايران" می خواند، تحت فرماندهی آقای خامنه ای وهمراه بسيج و ساير نيروهاى امنيتى سرگرم برخورد " قاطع و انقلابى امنيتى" با "آشوبگران" است و لابد ازخود نمی پرسد چگونه چند میلیون آشوبگر از زمین سبز شده اند.در شرایطی که دومین هفته اعتراضات مردمی رو به پایان است، از وضعیت کنونی تحلیل های متفاوتی ارائه می شود. نرمترین آنها متعلق به فرید زکریا، روزنامه نگار و سردبیر نسخه بین‌المللی هفته‌نامه نیوزویک است که می نویسد :" حکومت ایدئولوژیک روحانیون در ایران مشروعیت خود را از دست داده است. این به آن معنا نیست که این رژیم در حال سرنگونی است بلکه به معنای ویران شدن ستون‌هایی است که این نظام تئوکراتیک از ابتدای حیات خود برآنها استوار بوده است. "
و یک سایت فارسی این ستون ها را برمی شمرد؛ وپرسشی را هم مطرح می کند:"طراحان کودتای انتخاباتی که آینده نشان خواهد داد مجری چه دستوراتی در خارج از ایران بودند، توانستند در حساس ترین و خطرناک ترین شرایط بین المللی افسانه 20 میلیون بسیجی، تهدید به جنگ های نامتقارن و حمایت مردم از قوای نظامی کشور را نقش برآب کنند. بر خلاف انتظار و پیش بینی کودتاچی ها، طشت رسوائی سفرهای استانی احمدی نژاد بر زمین افتاد و آنها که نامه به رئیس جمهور می دادند با فریاد علیه او به خیابان ها ریختند. ساده ترین سئوال دراین روزها اینست: کو و کجاست آن 24 میلیون ایرانی که کودتاچی ها می گویند به احمدی نژاد رای دادند؟ جز چماق بدستان و نیروهای سرکوبگر کسی به حمایت از احمدی نژاد در خیابان ها نیست!؟"
کسانی از" ضحاک" سخن به میان می آورد، کسانی بیاد شاه می افتند.>عبدالعلی بازرگان درنامه سرگشاده اش می نویسد : "آقای خامنه ای!شما همان راه را رفتید که شاه رفت ."
و دکتر مهدی خزعلی – فرزند ناخلف آیت اله خزعلی معروف – حتی آینده بعد از " شاه" را هم مجسم می کند: "خوش به حال شاه، وقتی مردم یکدل و یکصدا فریاد برآوردند : «مرگ بر شاه» و رژیم استبدادی سرنگون شد ، تاج او را به عنوان شیئی گرانبها و پشتوانه پول ملی و یادگار تمدن کهن با احترام در موزه جواهرات سلطنتی نگاه داشتند. و می تواند فروش بلیط موزه عوایدی هم برای کشور داشته باشد. کسی تاج را به سر شاه نکوبید (حیف است، خراب می شود) و هیچ پادشاهی را با تاج نکشته اند. اما ما روحانیون طناب دار خود بر سر داریم، اگر روزی روزگاری ورق برگردد، هر یک از ما طناب دار و کفن خویش بر سر دارد، و چه آسان ما را به تیر برق و درختان چنار کهنسال آونگ خواهند کرد، خدا آنروز را نیاورد ."
کسانی می نویسند: "امویان باز می گردند." نظر عطا اله مهاجرانی این است: "رهبری معظم تصمیم گرفتند حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کنند. همه ما باید در این جشن فرخنده شرکت کنیم و از ژرفای دل و دیده شادمان باشیم... برای من مثل روز روشن است که 22 خرداد 1388 چهار ماه پس از سی سالگی انقلاب، عصر جمهوری در کشور ما به پایان رسید و آقای احمدی نژاد با تنفیذ ولایت مطلقه امر، آراء لازم را احراز کرد و پیروز شد."
دیگری می نویسد: "تاریخ اسلام در تراژیک ترین صورت خویش تکرار می شود .چه بسا آن کس که عثمان بن عفان را کشته است پرچم خونخواهی او را به دست بگیرد و کسی در تاریخ بنویسد از سلطانی که به نام خدا بندگانش را به خاک و خون کشید و بر منبر پیامبر برای کشته ی خویش اشک نفاق ریخت."
و سرانجام روایت تلخ و خونینی از تاریخ در برابر زندگان قرار می گیرد ."راوی می گوید: در دارالعماره خدمت عبدالملک بودم که سر مصعب را آوردند. به عبدالملک گفتم این دارالعماره چه چیز ها که به خود ندیده است. گفت چطور؟گفتم من اینجا بودم که سر حسین ابن علی (ع) را پیش ابن زیاد گذاشتند! بعد من اینجا بودم که سر ابن زیاد را پیش مختار گذاشتند! بعد من اینجا بودم که سر مختار را پیش مصعب گذاشتند! و حالا هم سر مصعب را پیش تو گذاشته اند ! حال سر ترا پیش چه کسی خواهند گذاشت؟ عبدالملک بر خود لرزید و در شگفت شد پس از مدتی دستور داد تا دارالعماره را از پایه خراب و ویران کنند..."
اکنون در شامگاه چهارشنبه سوم خرداد ، برغم وجود سرکوبگران بیشمار درخیابا نها ، مردم به میدان آمده اند. تاریخ رقم خورده است و صدای تهران خونین در جهان منتشر می شود:
- مرگ بردیکتاتور...


No comments:

Post a Comment