Search This Blog

Powered By Blogger

My Blog List

Tuesday, June 23, 2009

برای مهسا و مهدی

مهسا گل نازم، سلام. اول از همه، احوال بابا و مامان را بپرسم و سلامی‌ بسیار گرم تقدیمشان کنم .
تشکر از اینکه تو این شرایط دشوار که اینترنت با هزار مشکل و نصفه نیمه در اختیار شماست، برام مینویسی و مثل همیشه نوشته ات پر بود ازشور و شادی و امید .امیدوارم همه چی‌ خوب پیش بره با کمترین هزینه. به خودت و به مهدی عزیزم و به دیگر جوونای با غیرت و پخته و کباب شده سلام و خسته نباشید میگم. این کلمه را به منظور مزاح نگفتم. اعتقادم این است که شما جوونا رو ، به خیال خودشون سوزوندند. اما ثابت شد که کور خوندند. شماها پختید و حتا کباب شدید اما اونقدرها هم دیر نشد که به معنای کامل کلمه ، سوخته و از دست رفته به حسابتان بیاورند و با خیال راحت سرزمین پاک شما را نیز ، نیست و نابود کنند. اگر تعبیر کباب شدن را هم در نظر بگیریم؛ میشود گفت: کباب شدهٔ شما از گلوی این آدم خوارن و کفتارها ، پایین نرفت.
خیلی‌ از پدر مادر‌ها ،از جمله برادر ارجمند من ،نزدیک بود که امید خود را پاک از دست رفته ببینند نسبت به از دست نرفتن همهٔ سرمایه گرانقدری که در وجود شماست و پنهان از چشم همهٔ ما ، گویی آتشی بود زیر خاکستر و اکنون که شعله‌هایش از بالای دیوار بلند سانسور به خوبی‌ پیداست ، چشم جهانیان را خیره کرده و همگان را به تحسین وادشته است.
برادر بزرگ من و همسر گرامی‌‌اش چه بسا تنها افرادی نبودند در فامیل ، که نتوانستند خود را قانع کنند به شرکت در انتخابات. اشکالی‌ هم نداشت و ندارد. مهم این است که ایشان وقتی‌ با کمال حیرت ،حرکت ناگهانی و غیر منتظره موج سبز را مشاهده کردند، شدیدا به وجد آمدند و حق هم همین بود.
برادر عزیزم برای اولین بار، در اولین تظاهرات میلیونی و تاریخی‌ مردم ایران که بارز‌ترین نماد شور و شعور بود ، و پس از سی‌ سال به وقوع می‌‌پیوست ، شرکت کرد و از مشاهدات خویش بطور مفصل با خوش حالی‌ و امید فراوان برایم تلفنی صحبت کرد.
دلگرمی‌ و امیدی که در توصیف‌های ایشان موج میزد،بیش از هر مطلب دیگری به سرمایه و پشتوانه یی برای من تبدیل شده تا این روزها احساسم را و خودم را ، باور کنم که انگار دوباره انرژی سی‌ سال پیش را باز یافته ام. باشد که این توان و قابلیت نا چیز ، هدیه ناقابلی باشد به شما گلهای سرزمینم که اگرچه پژمرده می‌‌نمودید اما هرگز نخشکیدید و اکنون همه با شوق و اندکی‌ دل نگرانی ، شاهدیم که آب و هوای تازه یی در رگ و ریشه شما جاریست. تا باد چنین بادا ... ابوالفضل عبدی . تیر ماه ۸۸

No comments:

Post a Comment