یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸
خِيرى در شَر
عبدالعلى بازرگان
کسانی که آن دروغ تقلب آميزرا مرتکب شدند، گروه متشکلی از شما (نه بيگانه) هستند. اين حادثه را شر مپنداريد، بلکه (نتيجه اش) برای شما خير است. برای هريک از آنها ( که نقشی در اين عمل واژگونه داشتند) عقوبتی است به تناسب عملشان، و آن کس را نيز، که نقش اصلی١ ( را در اين ماجرا ولايت کرده است، عذاب عظيمی است. " (سوره نور آيه ١١
سی سال است که در متن مصيبت ها و درد و رنج ها، تسليت و تبريک توأمان!! با تار و پود اين ملت مظلوم عجين شده و به فرهنگی آشنا برای مردم کوچه و بازار تبديل گشته است. در چنين بستری است که اين تسليت و تبريک را به ملت عزيز ايران عرض ميکنم. تسليت از خون های به ناحق ريخته شده، خيانت به آرمان های اصيل اوليه انقلاب وحقوق بديهی ملت، تحقير مردم و توهين به شخصيت وانتخاب و آراء آنها در دهمين انتخابات رياست جمهوری، و تبريک، به ايستادگی و استقامت شان در راه آزادی و حاکميت ملت، به رغم همه خطرات و خسارت ها. البته از ذوب شدگان در ولايت مطلقه فقيه و توجيه گران و تئوريسي نهايش که بارها و به وضوح رأى و انتخاب مردم را فاقد اعتبار شرعی و تنها برای تحقق امر ولايت لازم شمرده اند، انتظاری نمی رفت و هرگز نمی رود که امانت دار آراء مردم باشند، اما اميدی بود که در انتخاب ميان گزينه های محدود شورای نگهبان حداقل حقی برای مردم قائل باشند! مردمی که از استبداد ولايت و تنگی معيشت به تنگ آمده و خواهان تغييری اساسی در ارکان مديريت کشور بودند.
دريغ که درد ديکتاتورها را درس تاريخ درمان نمی کند! اما خون و خسارت و خرابی ها می گذرد و خائنين به سزای اعمالشان می رسند وسرانجام، اين ملت ها هستند که با همّت خود و حمايت پروردگار پيروز و پابرجا می مانند.
يک روی سکه، سلطه سرکوب است و تلخ کامی وتنهائی مردم در غياب سازمان ها و تشکيلات رهبری کننده و بسته شدن بيشترراه های ارتباطی و اطلاع رسانی، روی ديگر آن جوشيدن سرچشمه های غيرت و قدرت ملتی که قد علم ميکند و به آفتاب آزادی سر می کشد.
تا شما به کدام روی سکه چشم دوخته باشید؟... آيا پرتو خورشيد در روی دوم سکه آشكار نيست؟
همين که چهره متقلبان رياکار برای بخش ديگری ازملت، که تاکنون در خوشباوری بودند، آشکار شده است، آيا پيروزی اندکی است؟
همين که نخست وزيرحمایت هشت ساله پايه گذار نظام ولايت فقيه و رئيس مجلس منتخب نمايندگان اسبق به همان شعارهای مردم در سی سال گذشته رسيده وعملکرد حاکمان تماميت خواه، آنها را با مردم و مردم را با آنها نزديک کرده، آيا موفقيت اندکی است؟ آيا ريزش نيروهای انحصار طلب وافزايش نيروهای مردمی پيروزى نيست؟
همين که خواسته های قانونی و مشروع يک ملت مشخص و ملموس تر و صفوف آ نها برای احقاق حقوقشان متشکل تر و متراک متر شده، آيا دستاورد کمی است؟
همین که تضاد ولايت مطلقه يک فرد با مصلحت يک ملت، و تعارض حکم حکومتی او با آراء ميليونی مردم برای توده های مردم ملموس تر ازهميشه شده، آيا گام کوچکی است؟
همين که ترس مردم برای مطالبه حقوقشان، از حملات نيروهای ضربتی زائل شده و زور را با زبان منطق پاسخ می دهند آيا تحول بزرگی نيست؟ پس( به تعبير آيه فوق) اين حوادث را شر نپنداريد، بلکه خيری است برای ملت، مشروط برآنکه به نيروی منطق و مسالمت و احتراز از خشم و انتقاماز آن بهره برداری بهينه کنيم.
انقلاب سال ۵٧ به ما آموخت که می توان با گل گلوله ها را در گلوی تفنگ خفه کرد و ارتشی نيرومند را به زانوی مسالمت و به جبهه مردمی درآورد. چرا امروز اين تجربه را تکرار نکنيم و چرا پاسداران به پيام ملت، که پيروی عملی از اخلاق حسينی است، نمی پيوندند تا به خشم مردم و خسران اخروی گرفتار نشوند؟
قيام نيمه خرداد سال ١٣۴٢ را اراذل و اوباشی وابسته به حاکمان با آتش زدن اتوبوس ها و حمله به مدارسی دخترانه لکه دارکرده و زمينه ساز توجيه تبليغاتی آن برای سرکوبی خونين شدند. در آستانه انقلاب سال ۵٧ نيزچنين ترفند و توطئه هائی بسيار صورت می گرفت، اما هوشياری و مراقبت مردم آنها را خنثی ميکرد. تضمين پيروزی های اين مرحله نيز همان مقاومت ها و مراقبت ها را می طلبد.
آ پيام کتاب سمانی مسلمانان در چنين شرايطی، "صبر و تقوا" ست. "صبر" يعنی مقاومت و ايستادگی در برابر متجاوزين به حقوق مردم، صبری فعال و ستم ستيز، نه صبر انفعالی تکليف گريز. و"تقوا" يعنی خويشتن داری از غلبه احساسات و ارتکاب اعمال خلاف اخلاق و انسانيت.
آری، اگر صبر و تقوا داشته باشيد، طرح ها و توطئه های آنها کوچک ترين ضرری به شما نمی زند. چرا که خداوند بر آنچه می کنند احاطه کامل دارد.
..... ) وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ يَضُرُّآُمْ آَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ( آل عمران ١٢٠
٢۵ خرداد ١٣٨٨
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment