Search This Blog

Powered By Blogger

My Blog List

Thursday, December 8, 2011

همسر خوبم ،سلام. دوستت دارم و من هم دلم برات غنج میره .خوشحالم که زندگی من و تو ، یعنی زندگی ما پس از این همه نشیب های من و فراز های تو ، همچنان مثل منحنی نمایشگر ضربان قلبمان داره پیش میره و همین که وجود داریم و سلامت هستیم قدرشو باید بدونیم . اما از این بیشتر هم دلایلی برای نا شکر نبودن هست. مهمترینش چنانچه خودت بهتر از من میدانی و احساسش می کنی ، تولد اولین نوه ماست که سلامتی اش بزرگترین عامل شادی عمیق من و توست.
تلاش های مستمر رایان و نرگس و احسان برای ساختن زندگی شان با توجه به تولد حنای عزیز حتمآ شتاب و قوت بیشتری خواهد گرفت و این دومین دلیل کلی رضایت و انبساط خاطر درونی ماست.
اینها نیمه های پر لیوان نمادین زندگیست در برابر چشمان ما . لیوان هیچ کس پر پر نیست .شاید کسانی باشند لیوانشان پر از خالی باشد اما چون دنیای آرزو های دست نیافتنی آدم ها آنقدر بزرگ است که در لیوانشان جای نمی گیرد ؛ هیچ کس از بخش پر لیوانش صد در صد راضی نیست و می شود گفت رضایت همه انسانها نسبی است.
در سراسر زندگی مشترکمان هرگز برای یک مقطع طولانی مدت به ثبات و قرار کافی تا کنون دست پیدا نکردیم .نه ثبات کاری و اقتصادی و نه قرار و آرامش در تعیین محل زندگی .
این البته جمعبندی کلی سهم ماست از بخش خالی لیوان زندگی .
نزدیک به سه ماه است که من کار مناسب و ثابت و حقوق خوبی را که در این شرایط بد اقتصادی دنیا ، می گرفتم مفت و مسلم از دست داده ام . چیزی که تقریبا خودم به عمد این شرایط را ایجاد کردم. در درست یا غلط آن ، البته که با هم اختلاف نظر داریم و این طبیعی است. حال به بهانه اصلی محروم نشدن از حقوق دوره بیکاری و موانع و دلایل فرعی دیگر تا کنون از داشتن کار ثابت دیگری باز مانده ام . خوشحالم که بیشتر مبلغ دریافتی بابت اخراج از کارم را در حساب پس انداز احسان اندوخته کردیم. اگر چه رقم قابل توجهی نیست اما نقطه قوت روحی خوبی است برای همه ما .
تجربه کردن بیکاری در این شرایط و این سن و سال فشار های روحی و البته آموزنده بودن ویژه خود را دارد که با دوران های قبلی خیلی متفاوت است .
امیدوارم اوضاع به گونه ای پیش برود که بیش از این به سختی و گرفتاری دچار نشیم . چنانچه مشکل غیر منتظره ای پیش نیاید و سه ماهه اول حقوق بیکاری را هفته آینده پرداخت کنند ؛ من می توانم به اتکای آن ، هم بلیت سفر به امریکا را بخرم و هم مبلغی برای هزینه جاری احسان در طول یکی دو هفته سفر من ، در نظر بگیرم و بخشی هم برای هزینه بازگشت بماند مشروط به اینکه پس از سفر حتمآ کار پیدا کنم .
دوست دارم همچنان به این اصل اعتقاد داشته باشم که هر شکست یا اشتباهی در بطن خویش نعمت ها و امتیاز ها و فوایدی هم دارد به شرط آنکه حد اقل خردمندی لازم برای درس گرفتن فراهم باشد .
اینکه احسان در این مدت شاهد و ناظر شرایط دشوار روحی و فشار مالی شدید در زندگی مان است؛ امیدوارم سبب شود که انگیزه بیشتری پیدا کند تا پس از پایان موفقیت آمیز این ترم و آزاد شدن وقتش تا قبل از آغاز مرحله جدید ادامه تحصیل ، از فرصتی که براش ایجاد می شه استفاده کنه و کار کردن و کسب در آمد را جدی تر از فرصت های قبلی پی بگیرد. در بهترین حالت او باید از این فرصت به گونه ای بهره بگیرد که حتی اندوخته سفر برای ادامه تحصیلش را افزایش دهد و در کمترین حالت ،اینکه از لحاظ تامین هزینه های جاری خودش خود کفا باشد.
یاد آوری و تذکر و تشویق هر دوی ما در این رابطه همچنان باید متوجه او باشد.
نکته دیگری که دوست دارم همچنان جزو خصلت ها و باور های من باشد ؛ اینست که خوش بینی و بلند پروازی خودم و خودمان را هرگز از دست ندیم و به فراموشی نسپریم.
من بسیار امیدوار هستم که بلاخره شغل مناسب و راه های امرار معاش به نحوی که به وضییت قبل از بیکاری من بازگردیم را خواهیم یافت.
آنچه در همه دوران های مکرر مشابه ، ما را و من را در مسیر و جاده جدیدی قرار داده که در مقایسه با دوران ما قبل حد اقل یک قدم اساسی به جلو برداشته باشم ؛ همین بلند پروازانه اندیشیدن و باور داشتن به خود بوده است.
از همان ابتدای زندگی مشترک دستمان خالی بود و بدون اینکه خانواده هامان بتونن کمک مالی موثری به ما بکنند ؛ با تلاش خودمان گلیم خریدیم و فرزندانمان را هم از آب و گل ، نسبتا تمیز و سالم به اینجا رساندیم.
کافیست چرخی در خاطرات بزنیم و اجازه بدیم به ذهنمان که از همه دوران های مختلف زندگی مان صحنه هایی را برای ما دوباره به تصویر بکشد تا مصداق های فراوانی از ادعای من را تصدیق کنی.
مهاجرت از اراک به تهران و جا به جایی های تهران و از تهران به شیراز و از شیراز به اراک و از اراک به ساری و بازگشت به اراک و بالاخره مهاجرت به خارج از ایران ... اینها فقط سر فصل ها و عناوین این فیلم بلند و سریال ادامه دار زندگی ماست.
در تمامی قسمت های آن میتوانی صحنه هایی مشابه را به یاد بیاری که در عین تنگدستی ، از فقر و از تسلیم شدن و تن دادن به فقیری نجات دادیم خودمان را . با اینکه از جنبه مالی کار زیادی از دستمان ساخته نبود برای بهبود اما از جنبه های دیگر به هر دری زدیم تا در جا نزنیم و از حرکت باز نایستیم.
بزار یکی از این قسمت ها و صحنه ها را با هم به یاد بیاریم : بعد از سالها انتظار برای تعیین تکلیف تحصیل و دانشگاهی که دل از آن نکنده بودیم ؛ مسیر برای تو زودتر از من باز شد . بازگشتیم به شیراز تا تو تحصیل کنی و من کار و زندگیمان نسبت به آن شرایطی که در تهران به سر بردیم بهتر باشد .
به اتکای توانایی هایی که پس از چند سال کار در تهران کسب کرده بودم ؛ یادته که بین چند کارخانه معروف شیراز (آزمایش. زیمنس ، بریجستون و صنایع الکترونیک ) من قابلیت آنرا داشتم که انتخابگر باشم چون همه آنها حاضر به استخدام من بودند و من هم بهترین آنها را انتخاب کردم.
با همه این احوال با توجه به اینکه چند ترم هزینه تحصیل در دانشگاه های آزاد و پیام نور را پرداخت کردیم و تو هم که مشغول تحصیل بودی و تولد احسان و غیره ؛ بطور کلی خرج و دخل ما گاهی به قدری نا هماهنگ بود که یادم هست گاهی برای خرید نان خالی ، لابلای اسباب بازی های بچه ها می گشتیم پول خرد پیدا کنیم تا گرسنه نمانیم و چند روزی را اینگونه سر می کردیم تا سر برج و دریافت حقوق ماهانه ای که باز هم برایش برنامه های بلند پروازانه پیشاپیش ریخته بودیم.
من هرگز پشیمان نیستم از این شیوه زندگی و حاضر نیستم به جای این واژه ی بلند بلند پروازی ، کلمه یا عبارت کوتاه دیگری را جایگزین کنم تا پاسخ ساده و عامه پسندی به بسیاری چون و چرا های شیوه خاص زندگیمان داده باشم . تو اما شاید ترجیح بدی یکی یکی و سوا سوا این موارد را نقد و بر رسی کنی ؛ نمی دانم.
آنچه گذران این روز های تنهایی و دلتنگی و اضطراب و دلهره و حسرت و اندوه و چند تا حس و حال منفی دیگر را (علیرغم شادی ماندگار و هنوز کاملا شناخته نشده بابا بزرگ شدن ) برام ممکن می کنه ؛ همین نگاه کلی به گذشته و روزگار سپری شده است .
اگر بخوام یا بخوای به شرایط کنونی بیشتر از حد لازم تمرکز کنیم و جزییات گرفتاری های موجود را و دلواپسی های بی مورد یا با مورد را پی در پی برای خودمان به تصویر بکشیم ؛ در آنصورت فشار های مضاعفی باید متحمل بشیم. پس چاره ای نیست جز ادامه روحیه بی خیالی و زدن بر طبل بی عاری که این هم عالمی دارد. دوستت دارم. می بوسمت با عشق . همسرت .

No comments:

Post a Comment