هر کس که دیشب چهره مفلوک احمدی نژاد را در صفحهٔ تلویزیون دیده باشد و عریضه نکبت بارش را گوش کرده باشد،به دریوزگی بیش از حدی که او دچار گشته پی میبرد.این حالت و اینجور سخن گفتن در باره آشی که باید گفت برای خودشان پخته اند (چرا که این آش به خورد این ملت نمیرود) مشابه و یاد آور حالت و فرمایشات علی خامنهای است که دو سه روز پیش نطق فرمودند. بنابر این شاید به دور از نزاکت نباشد که بگوییم؛لوطی و انترش الحق که با مهارت و هماهنگی مردم را به بازی گرفته اند . درماندگی و بلاتکلیفی از وجود نحس هر دوی آنها کاملا آشکار است .نیازی نیست از اخبار پشت پردهٔ جماران اطلاع داشته باشی تا به شرایط اسفناک آنها پی ببری.کاملا معلوم است که چگونه گوگیجه گرفته اند و در چه باتلاقی دارند فرو میروند. بعید است که اکنون آنها حتا توان رهبری بیت خودشان و اهل بیتشان را هم داشته باشند.
این نگاه اگر کماکان حاکی از خوش باوری و خوش بینی من باشد ،اشکالی در آن نمیبینم چون این روزها جنبش سبز بیش از هر زمان به خود باوری و امید نیاز دارد و به نظر من هر کس وظیفه دارد به هر شکل که میتواند فضای بیم و امید را به نفع امید و امید و امید سوق دهد.
مهمترین دلیل و انگیزهٔ امید بخش، پایداری و استقامت رهبران کنونی جنبش است و همچنین همدلی روز افزون آنها.
جلسه مشترک موسوی،کروبی و خاتمی و بیانیه و پیام واحد آنها ، گام بزرگی است در جهت انسجام و استحکام ساختاری این جنبش مردمی و تداوم آن.
این اقدام به ظاهر معمولی ، میتواند حرکتی هماهنگ تلقی شود به سمت شکل گیری شورای رهبری . اکنون بر آنانیکه اندکی هم تردید داشتند؛آشکار شده است که آخوندی شیا د تا کنون به دروغ خود را رهبر جا زده بود و تا چند روز پیش کسانی جرات نمیکردند تردیدشان را به وضوح بیان و ابراز کنند . اما امروز وی خود نقاب از چهره برداشته و میلیونها انسان در ایران و سراسر جهان با چشم خویش می بینند و با گوش خود دارند میشنوند آنچه را که تا کنون وارونه نمایش داده میشد. حتما آقایان موسوی ،کروبی و خاتمی بهتر از من میفهمند که پیش از آنکه بخواهند به انتظار بنشینند تا غاصبان سیستم اداره کشور خودشان راهکاری بتراشند برای برون رفت از این بحران؛ واقعیت امر ، رای قاطع مردم، تایید و تصدیق حقانیت این رای توسط هیات منصفه بین المللی (که همانا خرد جمعی اکثریت مردم دنیاست) ؛ اینها همه و همه گواه این است که اکنون سر باز زدن این آقایان از وظیفه و نقش خطیری که خواسته یا نا خواسته بر دوش آنها نهاده شده خیانتی بزرگتر از خیانتها و جنایتهای سی سالهای است که اگر این جنبش به درستی هدایت و رهبری نشود؛این اتهام دیر یا زود به جز متهمان اصلی، دامن آنها را نیز بیش از رهبر دروغین فعلی و رئیس جمهور منتصبش خواهد گرفت
اکنون بخش قابل توجهی از نخبگان و کارشناسان که میباید مدیریت و ادارهٔ کشور را به زودی به عهده گیرند، در زندان و یا بیرون از زندان ، دوران دشوار تصمیم گیری برای قبول مسئولیت را دارند سپری میکنند.
هرگز شرایط اجتماعی ایران به این خوبی برای غربال کردن ریز و درشت،و برای امتحان پس دادن آنانی که قرار است کار بزرگ به دست گیرند،آماده نشده بود.
نباید به انتظار نشست تا ببینیم رهبران فعلی تا چه حد و چگونه با تمایلات بعضا دوگانه خویش کنار میآیند و کی بیانیه صادر میکنند و احیانا اشتباهات و سستیهای کوچک یا بزرگی مرتکب میشوند.گاهی یک اشتباه کوچک یکی از آقایان موسوی،کروبی و یا خاتمی،که ناشی از تردیدشان باشد نسبت به عزم جدی مردم برای تغییر؛به قیمت سنگینی ممکن است تمام شود و صدمهٔ جبران ناپذیری ایجاد کند. تنها راه ممانعت از این غفلت ها، ارتباط مداوم و فعال احاد مردم و بدنه جنبش سبز است با این آقایان تا حصار پوشالی سانسور و اختناق نتواند بین مردم و سران جنبش جدایی ایجاد کند.
بیانیه مجمع روحانیون مبارز که به تعبیر آقای مهاجرانی،هم نگارش آقای خاتمی بود و هم ضعیف تر و سست تر از سطح خواسته جنبش بود،به باور من به دلیل همین انتقاد و نقدهای مشابه،که از سوی بدنهٔ جنبش ابراز شد،منجر به مواضع صریح و قاطع خاتمی شد که در روز بعد در دیدار با خانواده شهدا اعلام کرد که کودتای مخملی علیه مردم در حال شکل گیری است.بنابر این میتوان گفت چنانچه هر کس به سهم و حد اکثر توان خویش به آنچه باور صحیح میپندارد عمل نماید ؛ و بازتاب عمل خویش را پیگیری کند ؛ بدون شک پیروزی دور از دسترس نخواهد بود. به امید چنین روزی . ا. عبدی تیر ماه ۸۸
این نگاه اگر کماکان حاکی از خوش باوری و خوش بینی من باشد ،اشکالی در آن نمیبینم چون این روزها جنبش سبز بیش از هر زمان به خود باوری و امید نیاز دارد و به نظر من هر کس وظیفه دارد به هر شکل که میتواند فضای بیم و امید را به نفع امید و امید و امید سوق دهد.
مهمترین دلیل و انگیزهٔ امید بخش، پایداری و استقامت رهبران کنونی جنبش است و همچنین همدلی روز افزون آنها.
جلسه مشترک موسوی،کروبی و خاتمی و بیانیه و پیام واحد آنها ، گام بزرگی است در جهت انسجام و استحکام ساختاری این جنبش مردمی و تداوم آن.
این اقدام به ظاهر معمولی ، میتواند حرکتی هماهنگ تلقی شود به سمت شکل گیری شورای رهبری . اکنون بر آنانیکه اندکی هم تردید داشتند؛آشکار شده است که آخوندی شیا د تا کنون به دروغ خود را رهبر جا زده بود و تا چند روز پیش کسانی جرات نمیکردند تردیدشان را به وضوح بیان و ابراز کنند . اما امروز وی خود نقاب از چهره برداشته و میلیونها انسان در ایران و سراسر جهان با چشم خویش می بینند و با گوش خود دارند میشنوند آنچه را که تا کنون وارونه نمایش داده میشد. حتما آقایان موسوی ،کروبی و خاتمی بهتر از من میفهمند که پیش از آنکه بخواهند به انتظار بنشینند تا غاصبان سیستم اداره کشور خودشان راهکاری بتراشند برای برون رفت از این بحران؛ واقعیت امر ، رای قاطع مردم، تایید و تصدیق حقانیت این رای توسط هیات منصفه بین المللی (که همانا خرد جمعی اکثریت مردم دنیاست) ؛ اینها همه و همه گواه این است که اکنون سر باز زدن این آقایان از وظیفه و نقش خطیری که خواسته یا نا خواسته بر دوش آنها نهاده شده خیانتی بزرگتر از خیانتها و جنایتهای سی سالهای است که اگر این جنبش به درستی هدایت و رهبری نشود؛این اتهام دیر یا زود به جز متهمان اصلی، دامن آنها را نیز بیش از رهبر دروغین فعلی و رئیس جمهور منتصبش خواهد گرفت
اکنون بخش قابل توجهی از نخبگان و کارشناسان که میباید مدیریت و ادارهٔ کشور را به زودی به عهده گیرند، در زندان و یا بیرون از زندان ، دوران دشوار تصمیم گیری برای قبول مسئولیت را دارند سپری میکنند.
هرگز شرایط اجتماعی ایران به این خوبی برای غربال کردن ریز و درشت،و برای امتحان پس دادن آنانی که قرار است کار بزرگ به دست گیرند،آماده نشده بود.
نباید به انتظار نشست تا ببینیم رهبران فعلی تا چه حد و چگونه با تمایلات بعضا دوگانه خویش کنار میآیند و کی بیانیه صادر میکنند و احیانا اشتباهات و سستیهای کوچک یا بزرگی مرتکب میشوند.گاهی یک اشتباه کوچک یکی از آقایان موسوی،کروبی و یا خاتمی،که ناشی از تردیدشان باشد نسبت به عزم جدی مردم برای تغییر؛به قیمت سنگینی ممکن است تمام شود و صدمهٔ جبران ناپذیری ایجاد کند. تنها راه ممانعت از این غفلت ها، ارتباط مداوم و فعال احاد مردم و بدنه جنبش سبز است با این آقایان تا حصار پوشالی سانسور و اختناق نتواند بین مردم و سران جنبش جدایی ایجاد کند.
بیانیه مجمع روحانیون مبارز که به تعبیر آقای مهاجرانی،هم نگارش آقای خاتمی بود و هم ضعیف تر و سست تر از سطح خواسته جنبش بود،به باور من به دلیل همین انتقاد و نقدهای مشابه،که از سوی بدنهٔ جنبش ابراز شد،منجر به مواضع صریح و قاطع خاتمی شد که در روز بعد در دیدار با خانواده شهدا اعلام کرد که کودتای مخملی علیه مردم در حال شکل گیری است.بنابر این میتوان گفت چنانچه هر کس به سهم و حد اکثر توان خویش به آنچه باور صحیح میپندارد عمل نماید ؛ و بازتاب عمل خویش را پیگیری کند ؛ بدون شک پیروزی دور از دسترس نخواهد بود. به امید چنین روزی . ا. عبدی تیر ماه ۸۸

No comments:
Post a Comment