Search This Blog

Powered By Blogger

My Blog List

Sunday, July 26, 2009

نامه كروبي به وزير اطلاعات؛كاري نكنيد كه مديريت روزهاي قدس ، عاشورا و 22 بهمن برايتان دشوار باشد مهدي كروبي در نامه اي به وزير اطلاعات با استمداد از وي براي آزادي زندانيان ،رئيس جمهور را نامشروع ، رئيس قوه قضائييه را در دوران گذار و رئيس مجلس را آزاد انديشي گرفتار در حصار اصول گرائي خواند.
بسمه تعالي حجت الاسلام‌و‌المسلمين جناب آقاي محسني اژ‌هاي وزير محترم اطلاعات با سلام و تقدير از زحمات شما و همكارانتان و دلسوزان وزارت اطلاعات اين روزها از آنچه كه به ناحق بر مردم فهيم و با شعور ايران گذشت بسيار سخن گفتيم، ولي هنگامي كه در اين ايام به گفت و گو با زجركشيدگان روز‌‌هاي تلخ پس از انتخابات رياست‌جمهوري دهم كه روزهايي را به جرم اعتراض به نتيجه يك انتخابات در زندان گذاراندند نشستم بسيار متاسف شدم از سرنوشتي كه بر جمهوري اسلامي ايران مي‌گذرد. چنين بود كه تصميم بر آن گرفتم تا با نگارش نام‌هاي از سر دلسوزي و دفاع از آرمان‌‌هاي بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران و خون پاك شهدا نكاتي را يادآور شوم. اما چرا شما را خطاب نامه دلسوزانه خود قرار دادم شايد بگوييد كه بهتر بود به روساي سه قوه اعتراض و انتقاد خود را بيان مي‌كردم اما براي اين هم توضيحي دارم. اول انكه رياست محترم قوه مجريه را فردي برآمده از راي ملت نمي‌دانم و از انجا كه دولت او را مشروع و قانوني نمي‌خوانم نامه اي هم به او نخواهم نوشت. دوم انكه جناب آقاي آيت الله سيد محمود‌هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه نيز در پايان دوران مسووليت خود به سر مي‌برد و اين روزها سخت مشغول روند انتقال مديريتي و چه بسا راحت شدن از هم و غم دنياست . سوم آنكه جناب آقاي دكتر علي لاريجاني رياست محترم قوه مقننه نيز در مظان اتهام اصولگراياني است كه او را به جرم آزاد انديشي به نقد مي‌كشند. پس چار‌ه اي نبود جز انكه با شما به عنوان وزير اطلاعات كشور سخن بگويم. از طرفي ديگر، اين را فراموش نمي‌كنم شما يك روحاني هستيد كه سالها در قوه قضاييه حضور داشته و سوابقتان شما را فردي با تكليف و پايبند به اصول اعتقادي، ديني و قانون جمهوري اسلامي ايران معرفي مي‌كند. بنابراين جنابعالي كه خود از دلسوزان نظام هستيد به خوبي به اين امر واقفيد كه حفظ ثبات و امنيت نظام ريشه در تدوين برنامه‌‌هاي اطلاعاتي و امنيتي دارد كه مبتني بر مصلحت عمومي جامعه و جلب رضايت احاد مردم براي حفظ منافع ملي باشد، اما آنچه كه امروز شاهد آن هستيم با سوابقي كه از شما عنوان كردم در تضاد وتناقض است. اينك سيستم اطلاعاتي و امنيتي كشور به غير‌شفاف‌ترين و مخوف‌ترين ابزار براي سركوب مردم تبديل شده است. هرچند كه گلايه چنداني از شما نيست چرا كه دستگاه‌هاي موازي گاه به نام اين وزارت خانه چنين اقداماتي را طراحي مي‌كنند ولي اين جاي بسي تاسف است كه شما به عنوان وزير محترم اطلاعات هر بار نسبت به آن ابراز بي اطلاعي و سلب مسووليت مي‌كنيد و البته در مواردي اظهار داشتيد كه اين اقدامات در حيطه اختيارات شما نبوده است. اينك دستگاه اطلاعات وامنيت با فراموش كردن مصلحت عمومي جامعه چنان عمل مي‌كند كه به سختي مي‌توان از آن دفاع كرد و تنها بايد وجدان بيدار جامعه و شخص جنابعالي را به داوري دعوت كنم. آنچه كه طي ماه‌هاي اخير بر مردم ايران گذشت آيا منطق با قانون و بر مصلحت منافع ملي بود. آيا حوادث اخير تكرار همان ماجراي حمله وحشيانه به كوي دانشگاه و قتل‌‌هاي زنجير‌هاي از جمله كشته شدن آقاي فروهر و همسرش و قتل زهرا كاظمي نبود از آن حيث كه هيچ گاه عاملان آن شناسايي نشدند و حتي پيگيري آن توسط مسوولان به فراموشي سپرده شد؛ اينك به نظر مي‌رسد كه تاريخ در حال تكرار است. هرچند كه اگر عوامل امنيتي و اطلاعاتي در سال‌هاي گذشته جهت حفظ و درك موقعيت نظام اسلامي وحقوق مدني مردم نسبت به شناسايي عوامل ريش‌هاي آن حوادث اقدام ميكردند و ريشه‌‌هاي فساد را مي‌خشكاندند ديگر شاهد تكرار حوادثي مشابه نبوديم. عدم برخورد قاطع وزارت اطلاعات با عاملان حوادثي كه در گذشته روي داد موجب آن شد تا يكسري عوامل خودسر رشد كرده و با خوراندن معجون وحشت و قدرت صرفا صورت مساله را پاك نموده و با استفاده از نجابت و گذشت مردم همه چيز را به فراموشي بسپارند تا اين آتش زير خاكستر و اين ميكروب خطرناك و ضد انساني و اين دمل چركين در وقت مناسب و هرجا كه قدرت ظهور و بروز پيدا مي‌كند بار ديگر جامعه را غافلگير كرده و چهره زشت و كريه خود را براي ايجاد رعب و وحشت و سركوب مردم به نمايش بگذارد. در چنين شرايطي است كه هر حادثه غم انگيزي به مانند حوادث اخير روي دهد كسي مسوول انچه روي داده است نخواهد بود و همه از آن سلب مسووليت مي‌كنند. اين بر عهده وزارت اطلاعات است كه عاملان اين حوادث را شناسايي و معرفي كند نه انكه با نمايش‌هايي خودساخته عاملان حوادث را به منافقين وتروريست‌هايي مجهول الهويه نسبت دهند. چرا هيچ گاه اقداماتي كه از سوي نيرو‌هاي تحت عنوان لباس شخصي‌ها و بسيج انجام مي‌شود مورد بررسي قرار نمي‌گيرد؟ چنين است كه پس از روي دادن حادثه تلخ شهادت دختر بي گناه ندا آقا سلطان محمود احمدي نژاد در مقام رئيس دولت نهم به رياست قوه قضائيه نامه مي‌نوسيد و خواستار شناسايي عاملان قتل وي مي‌شود و يا انكه سرلشكر فيروز آبادي فرمانده كل نيرو‌هاي مسلح طي نگارش نام‌هاي به امام زمان (عج) از كشتار نيرو‌هاي تحت لواي خودش گلايه مي‌كند. اگر چنين باشد كه هرگاه چنين حوادث تلخي روي دهند عامل آن هرگز شناسايي نخواهد شد و عوامل چنين حوادثي آزادانه زندگي كرده و البته تقويت هم مي‌شوند. بنابراين اين وظيفه وزارت اطلاعات است كه عاملان اين حوادث را شناسايي و يا از وقوع آن جلوگيري كند. جناب آقاي محسني اژ‌ه اي متاسفم بگويم كه درد‌ها بيشتر از آن است كه اشاره شد. امروز دستگاه اطلاعاتي و امنيتي به مركزي تبديل شده كه شائبه‌هايي درباره عملكرد آن شكل مي‌گيرد. گاه احساس مي‌شود كه مهم ترين دستگاه اطلاعاتي كشور آنچنان كه بايد به رسالت خود عمل نمي‌كند و تمام توان خود را مصروف تنش‌‌هاي سياسي فعلي كرده است؛ گويا تنها ماموريت اين وزارتخانه اين است كه در عرصه انتخاباتي تمام همت خود را براي حفاظت از يك فرد و حذف ديگران به كار بندد بي انكه پاسخگوي حوادثي كه روي داده است باشد و در جهت احقاق حقوق تضييع شده مردم حركت كند. وااسفا كه امروز دستگاه‌هاي موازي اطلاعات به بهانه عمل به رسالت دفاع از امنيت و ثبات نظام اقداماتي را انجام مي‌دهند كه دل هر انساني را به درد مي‌آورد و جاي تعجب است كه مسوولان اطلاعاتي كشور از آن بي‌خبر هستند و يا حساسيتي بدان نشان نمي‌دهند! امروز جوانان اين مرز و بوم را تحت عنوان نيروي امنيتي و اطلاعاتي كتك مي‌زنند و در بازداشت گاه‌هاي غيرقانوني نگهداري مي‌كنند و بدترين شكنجه‌ها روحي و رواني و رفتار‌هاي خشن را با آنها انجام مي‌دهند بي انكه پاسخگوي انچه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي مي‌كنند باشند. اينك كار به جايي رسيده است كه كساني كه در زندان اوين به سر مي‌برند اين شانس حضور خود در اوين و گرفتار نشدن در بازداشتگاه‌هاي غير‌قانوني را رحمت خداوند مي‌نامند.
جناب آقاي محسني اژ‌هاي آيا اين است رسالت امنيتي شما، كه جوانان بي گناه ايراني را تنها به جرم اعتراض به انتخاباتي كه نتيجه‌اش را قانوني و مشروع نمي‌دانند تحت عنوان نيروي امنيتي و اطلاعاتي در خيابان‌ها كتك زده و آغشته به خون به زندان‌ها منتقل كنند و ماهها بلاتكليفي را به آنان تحميل كرده و خانواده‌هايي را نگران سازنند. آيا اين است رافت اسلامي كه دختران و پسران ما را در زندان‌ها به قتل برسانند و آن گاه از ارتكاب چنين جرمي سلب مسووليت كنند و آن گاه به مظلوم نمايي در دفاع از نيرو‌هاي خودسر و غير مسوول تحت لواي خود بپردازنند. آيا شما تاكنون به پشت در‌هاي زندان اوين و دادسراي انقلاب رفته‌ايد تا شاهد چشم‌‌هاي اشك بار مادران و پدران و يا همسران و فرزنداني باشيد كه به دنبال كسب حتي كوچكترين خبري از زنده بودن عزيزانشان هستند؟ شما لحظ‌هاي خود را جاي آن پدران و مادران نگراني بگذاريد كه اينك بيش از يكماه است كه از فرزندان و يا همسران خود بي خبر هستند و آنگاه ماموران زندان اوين و دادسراي به جاي ياري رساندن به آنها براي رفع نگراني‌شان با پرخاشگري با آنان برخورد كرده و پراكنده‌شان مي‌كنند. تازه اين انچه است كه پشت در‌هاي اوين مي‌گذرد و وا اسفا كه بسياري از خانواده‌ها حتي نمي‌دانند كه فرزندان و يا همسرانشان در كجاي اين شهر نگهداري مي‌شوند و جاي تاسف است كه امروز حتي مرجعي را نمي‌شناسند كه بدان شكايت ببرند. چرا كه قوه قضائيه سلب مسووليت مي‌كند و وزارت اطلاعات هم پاسخگو نيست. آيا شما به عنوان وزير اطلاعات از سرنوشت كساني كه مفقود شده‌اند و يا در زندان‌‌هاي غير رسمي كهريزك، شور آباد و سوله‌‌هاي اطراف شهر تهران نگهداري مي‌شوند خبر داريد؟ (به نقل از منابع موثق) آيا تاكنون بر رفتار‌هاي غير متعارف نيرو‌هاي نظامي و شبه‌نظامي با بازداشت شدگان قبل از انكه به زندان‌ها تحويل داده شوند نظارتي شده است؟ شما به عنوان وزير اطلاعات وجدان بيدار خود را به داوري دعوت كنيد و بگوييد كه آيا گلوله گشودن به مردمي كه اعتراضاتي ارام را برگزار كردند و بازداشت‌‌هاي گسترده انان، امري منطقي است. آيا شما از اين رفتارها بي‌خبريد و يا اينكه شما هم به مانند ديگران مصلحت را بر پاسخگويي نمي‌دانيد؟ اين روزها اخبار ناگواري از تعداد كشته شدگان حوادث اخير به گوش مي‌رسد، ‌كساني كه هنوز خانواده‌هايشان از سرنوشتشان بي خبر هستند هرچند كه هيچ گاه از سوي مسوولان مربوطه آمار واقعي كشته شدگان حوادث اخير منتشر نشده است، ولي آيا شما نيز به عنوان وزير اطلاعات آمار دقيقي از كساني كه مفقود شده و كشته شده‌اند در اختيار نداريد؟ به نظر مي‌رسد كه مسوولان مي‌خواهند همواره به كتمان آمار واقعي كشته شدگان حوادث اخير بپردازنند ولي در هر صورت حداقل اجساد آنها را به خانواده‌هايشان تحويل دهيد. من متاسفم باز بگويم از آنچه طي ماه‌هاي اخير بر مردم آگاه و فهيم ايران گذشت. اينك آنچه بر مردم ايران به ويژه زنان مي‌گذرد بسيار تاسف بار است، چنانچه همه شاهد آن بودند كه چگونه با باتوم به زنان حمله كرده و آنها را كتك زده و يا به داخل جوي‌ها پرت مي‌كنند، و وا اسفا كه اين غم‌‌انگيز تر از آنچه است كه جنايتكاران صهيونيست با مردم مظلوم فلسطين انجام مي‌دهند چرا كه بنابر انچه كه در رسانه‌ها مشاهده مي‌كنيم حداقل صهيونيست‌‌هاي غاصب در برخورد با زنان ملاحظاتي دارند و اين هم به علت انعكاس بيروني رفتاشان است ولي متاسفانه ماموران جمهوري اسلامي ايران زنان را در مقابل چشم ديگران كتك مي‌زنند و گويي خود را نائبان بر حق خدا مي‌دانند كه گناهكاري را مجازات مي‌كنند واز انعكاس رفتارشان در دنيا و تاثيرش بر افكار عمومي جهاني ابايي ندارند. شما در جايگاه مهم ترين وزير دولت هستيد و بايد پاسخگوي آنچه به ناحق بر مردم گذشت باشيد ولي متاسفم از اينكه هيچ گونه مركزي از سوي نهاد‌هاي امنيتي و اطلاعاتي پاسخگوي مردم نيست و اين همان رفتاري است كه از سوي قوه قضائيه نيز شاهد آن هستيم. شما بايد بدانيد كه امروز اكثريت جامعه ما از اقشار تحصيل كرده هستند كه با حقوق شرعي، قانوني و مدني خود آشنا مي‌باشند و همين حقوقشان را بدون كم و كاست مطالبه مي‌كنند. بنابراين من از شما به عنوان فردي كه داراي سوابق مديرتي خوبي هستيد واينك نيز مسووليتي در اين دولت داريد سوال مي‌كنم كه آيا مركز و ستادي براي هماهنگي اقدامات موازي و گوناگون دستگاه قضايي و وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه جهت پاسخگويي به مردم وجود دارد تا خانواده‌‌هاي بازداشت شدگان و آسيب ديدگان حوادث اخير براي احقاق حقوق خود بدانجا مراجعه كنند؟ آيا آنچه امروز در برخورد با اعتراض‌‌هاي آرام مردم و شهروندان انجام مي‌شود از برخورد‌هاي خياباني تا بازداشت‌‌هاي غير قانوني و يا بازجويي‌‌هاي قرون وسطايي و اعترافاتي كه گرفته مي‌شود منطبق با قوانين اسلامي و جاري كشور و قواعد دموكراسي و فرهنگ حاكم بردنياي امروز است؟ من از شما مي‌پرسم كه آيا زندان در جمهوري اسلامي ايران تعريف مشخصي دارد و يا اينكه مي‌توان مردم را در مسجد، مدرسه و زير زمين ادارات و وزارت خانه‌ها بدون انكه خانواده‌هايشان و وكلاي مدافع و حتي دستگاه قضايي در جريان باشند روزها نگه داشت و شكنجه روحي كرد؟ آيا به نظر جنابعالي با اين گونه برخورد‌هاي خشن و سركوب مردم مي‌توانيم جوابگوي حق و مطالبات مردم خودمان و چامعه جهاني باشيم؟ ايا شما به عنوان وزير محترم اطلاعات به واقع از پشت پرده نيرو‌هاي لباس شخصي كه آزادانه از هيچ كوششي جهت سركوب مردم دريغ ندارند و روز به روز گستاخانه تر با مردم برخورد مي‌كنند خبر نداريد؟
جناب آقاي محسني اژ‌ه اي به نظر مي‌رسد كه بار سنگين اين مسووليت بر دوش شماست كه در اين مقطع تاريخي پشت پرده اين باند‌‌هاي قدرت كه اعتقادي به جمهوريت نظام را ندارند برملا كنيد و تخم فتنه را بخشكانيد تا چنانچه وزير كابينه بعدي نبوديد با خاطر‌هاي خوش در اذهان مردم از اين وزارت خانه نقل مكان كنيد. هيچ گاه فراموش نكيند كه ايران امروز با ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تفاوت‌‌هاي بسياري دارد. شما كه بايد بهتر بدانيد ما در عصر ارتباطات قرار داريم و كوچكترين رفتار دروني ما انعكاس بيرونيدارد. بنابراين بدانيد كه ديگر سر در زير برف كردن نتيج‌هاي را تغيير نمي‌دهد زيرا امروز مردم آگاه و هوشيار هستند و دنيا نيز چشم به ايران دوخته است. پس چرا بايد بهان‌هاي به دست دشمان بدهيم و يا كاري كنيم كه مردم از نظام جمهوري اسلامي ايران سر برگردانند. در آخر مي‌گويم از ما كه گذشت اما خوب مي‌دانيد كه ما به اسلام، ايران، ميراث گرانقدر امام (ره) و مردم كشور عشق مي‌ورزيم ولي شما براي انكه پاسخي براي وجدانتان، مردم، تاريخ و در قيامت داشته باشيد مسوولان و قدرت‌‌هاي بالاتر را از شرايطي كه امروز بر كشور حاكم شده است آگاه كنيد. از سويي ديگر اين امري شايسته است كه براي فع هر‌گونه شائب‌هاي به شفاف سازي بپردازيد. هم خانواده‌هايي را از نگراني در آوريد و هم با توجه به انكه به مسائل پشت پرده دسترسي داريد و از شرايط شكننده كشور مطلع هستيد و امكان كالبدشكافي امور كشور در داخل و خارج برايتان مهيا است مردم را نيز در جريان واقعيت‌ها قرار دهيد و البته دنبال راه چار‌هاي براي خروج از بحران كنوني باشيد و الا مديريت روز‌هاي سخت رمضان، قدس، محرم و عاشورا و 22 بهمن برايتان دشوار خواهد بود. نامه‌ام را با بياناتي از حضرت فاطمه زهرا (س) به پايان مي‌رسانم. آن حضرت در خبط‌هاي فرمودند: «نخواستيم ولي بدانيد كه پشت شتر خلافت زخم و بار آن كج است و اين بار با اين حال به منزل نمي‌رسد.» مهدي كروبي 2/5/1388

No comments:

Post a Comment