Search This Blog

Powered By Blogger

My Blog List

Friday, July 24, 2009

شخصی عباس عبدی
نوشتار
۳ مرداد ۱۳۸۸
جراحي يك خبر
يكي از وظايف مهم روزنامه‌نگاران، كسب و توليد خبر است، اما تحليل خبر نيز اگر نه بيشتر، حداقل به همين ميزان اهميت دارد. خبر معرف وضعيت ساده يك رويداد و يا واقعه است، اما با تحليل آن مي‌توان ابعاد بسيار پيچيده‌تر ماجرا را كشف كرد، ابعادي كه در ابتدا از چشم‌هاي عادي پوشيده مي‌ماند. خبر مهمي كه در روزهاي گذشته منتشر شد، تقلبي بودن هويت سه تن از اعضاي تيم ملي نوجوانان جودوي كشور بود كه در پي سانحه سقوط هواپيماي توپولف برملا و از آن به وجود تقلب در ورزش كشور تعبير شد.به نظر مي‌رسد كه استناد به اين خبر براي اثبات وجود تقلب و فساد در ورزش كشور ضروري نيست، زيرا وقتي بر اساس شاخص‌هاي بين‌المللي فساد موجود در كشور در رتبه‌هاي بالايي قرار دارد و در اين سال‌هاي اخير نيز اين رتبه بالاتر رفته و وضعيت جامعه از حيث فساد بيشتر شده است، و طبعاً و مثل اكثر جوامع ديگر و به دلايل متعدد بخش ورزش بايد آلوده‌تر از ساير بخش‌ها باشد، بنابراين بدون اين خبر هم مي‌توانستيم متوجه وضعيت ورزش كشور ارحيث شاخص فساد شويم و نيازي به اين خبر براي اثبات اين واقعيت نداشتيم. اما جراحي اين خبر و بيرون ريختن بخشي از واقعيت‌هاي مشمئزكننده‌اي كه در دل اين غده چركين قرار دارد، مي‌تواند درك ما را از واقعيت آنچه كه در جامعه مي‌گذرد، غني‌تر كند.1ـ وقتي حسن بجاي حسين به مسابقه اعزام مي‌شود، و نام و رسم او هم در مطبوعات درج مي‌شود و چه بسا عنواني هم به دست مي‌آورد و در رسانه‌ها به نام حسين معرفي مي‌شود، و آب از آب تكان نمي‌خورد و كسي هم اين دروغ و تقلب را منتشر و محكوم نمي‌كند و اگر كرد به عنوان عامل بيگانه و جاسوس دشمن با او برخورد مي‌شود، در اين حالت مي‌توان گفت كه مشكل مهمتر ما در جامعه از وجود چنين تقلبي، بسته بودن فضاي اطلاع‌رساني و آزادي كسب و اخذ و انتشار اطلاعات است و اين مشكل عامل اصلي بخش مهمي از فساد در جامعه ماست. آنان كه قصد مبارزه با فساد را دارند (بر فرض كه در اين ادعا صادق باشند)، اگر فقط و فقط همين يك كار را، يعني آزادي گردش اخبار و اطلاعات را فراهم كنند، بخش قابل توجهي از فساد كاهش مي‌يابد. اگر قبل از سقوط هواپيما گفته مي‌شد كه در تيم‌هاي ملي، افرادي بجاي افراد ديگر اعزام مي‌شوند و خبر آن هم درز نمي‌كند، شايد شنونده باور نمي‌كرد كه در جامعه ما تا اين حد از فساد و تقلب آشكار جاري و ساري است و متقلبان نيز مصون از مجازت هستند اما امروز متوجه مي‌شود كه در جامعه ما تقلب چنان عادي و جاري است كه حتي ارتكاب چنين اعمالي هم شدني است.2ـ چرا حسن بجاي حسين اعزام مي‌شود؟ در حالي كه اين كار چند ضرر قطعي دارد. اول اينكه اگر برگزاركنندگان متوجه شوند، آبروي كشور مي‌رود، همچنان كه بارها اين اتفاق رخ داده است، و دوم اينكه اين كار به ضرر ورزش كشور است، زيرا از سو فساد را در ورزش نهادينه مي‌كند و از سوي ديگر علامت غلط مي‌دهد و مردم و مسئولين تصور خواهند كرد كه آموزش ورزش در ميان افراد نوجوان چنان پيشرفته است كه آنان در سطح جهاني قهرمان مي‌شوند و مدال مي‌آورند، و لذا به وضع موجود تمكين مي‌كنند، در حالي كه اگر نوجوانان واقعي را اعزام كنيم و همه در همان مرحله اول حذف شوند، در داخل كشور براي جبران اين نقيصه اقدام خواهيم كرد و اين اقدام به نفع ورزش كشور خواهد شد. نكته ديگر كه بدتر از دو مورد قبلي است رواج تقلب و دروغ به عنوان امري بديهي ومورد تاييد حكومت است كه خسارت آن با هيچ چيز ديگري قابل مقايسه نيست. اما چرا اين اتفاق رخ مي دهد؟ براياين كه چنين تقلبي فقط براي مديران نتيجه‌بخش است، زيرا در ايران مديران همه موقتي هستند نه به گذشتگان كاري دارند و نه به آيندگان عنايتي؛ نه گذشتگان مي‌توانند آنان را بازخواست كنند كه چرا بناهاي ساخته شده ما را خراب كرديد و نه آيندگان مي‌توانند از آنها سوال كنند كه چرا بناي ارزشمندي را در زمان مديريت خود احداث نكرديد. بعلاوه بدنامي براي كشور جزو هزينه‌هاي مديران نيست، كه خيلي از بروز آن ناراحت باشند، و اگر هم تقلب آنان افشا و بدنامي براي كشور حاصل شد، سينه خود را سپر مي‌كنند و مدعي مي‌شوند كه بقيه كشورها مثل كره‌شمالي هم همين كارها را مي‌كنند. بنابراين چنين اقدامي اگرچه عليه پيشرفت ورزش جامعه و آبروي كشور و موجب تخريب فرهنگ جامعه است، اما چون به نفع مدير است، انجام مي‌شود، و پس از اين هم انجام خواهد شد، زيرا حادثه سقوط هواپيما، فقط آن را افشا كرده، اما اقدامي در جهت رفع و جلوگيري از بروز اين فساد صورت نگرفته است، مگر اينكه سقوط هواپيما آن قدر زياد شود كه مديران از ترس علني شدن تقلب مذكور به دليل سقوط، از انجام تقلب استنكاف كنند!! اما مديران بيش از آن بي‌پروا هستند كه از اين مساله هم نگران باشند. 3ـ چرا رسانه‌هاي فراگير و رسمي از كنار اين خبر عبور مي‌كنند؟ چند دليل مي‌توان ذكر كرد. يكي اينكه اين رسانه‌ها هم وضعيتي مشابه ساير نهادها دارند، و خودشان هم كمتر از ديگران آلوده نيستند، وقتي انواع و اقسام دوز و كلك و جعل و تقلب مدرك و سند در جايي باشد، چگونه مي‌تواند در اين موارد به ديگران اعتراض كند؟ دليل ديگر اين است كه استقلال ندارند و به سهولت مورد بازخواست قرار مي‌گيرند. در اين صورت مي‌بايد گفت كه وابستگي رسانه‌هاي رسمي منشا اصلي نابساماني‌هاي اين چنيني و فساد و تقلب است. دليل ديگري هم وجود دارد، ممكن است مديريت رسانه‌هاي رسمي مدعي شوند كه چنين اتفاقي ارزش خبري لازم را براي انتشار ندارد، در اين صورت مي‌توان گفت كه اين رسانه‌ها هم پذيرفته‌اند كه چنين تقلبات و فسادي در جامعه چنان شايع و عادي شده كه بيان و انتشار آن ارزش خبري ندارد و چيزي به آگاهي شنونده اضافه نمي‌كند، و در اصطلاح روزنامه‌نگاري مثل گاز گرفتن پاي يك نفر از سوي يك سگ است كه از حيث شيوع فاقد ارزش خبري است.4ـ اين نوع تقلبات نظام‌مند و با اطلاع ضمني صورت مي‌گيرد. چرا؟ پس ازسقوط همواپيما در پرداخت خسارت فوت مسافران، وجه قانوني قضيه پيچيده خواهد شد، شركت هواپيمايي مي‌تواند مدعي شود. از نظر دستگاه قضايي و دادسرا و نيروي انتظامي احتمالاً جرمي آشكار صورت گرفته و افرادي بجاي ديگران و با پاسپورت و يا هويت آنان از مرز خارج شده‌اند و يا انواع تقلبات ديگر در اين راه صورت گرفته است كه جامعه مي‌تواند عليه همه دست‌اندكاران و نهادهايي كه مرتكب اين تقلب شدهاند مدعي باشد، اما خواهيم ديد كه هيچ يك از اين اتفاقات رخ نخواهد داد، و مسأله به شكلي درز گرفته مي‌شود.وقتي كه يك ناظر بي‌طرف و آگاه به اين واقعيات مي‌نگرد، چه برداشتي خواهد داشت؟ مسأله اصلي او اين نيست كه چنين تقلبي رخ داده است، بلكه مسأله اصلي او اين است كه در اين جامعه مي‌توان فاحش‌ترين خطاها و تقلبات را در همه امور انجام داد و كسي هم قادر به افشاي آن نباشد، و فقط دست تقدير و سرنوشت كه خارج از اراده ماست، آن را افشا مي‌كند، اين برداشت يعني سقوط و نابودي اعتماد اجتماعي به سلامت امور. جالب اينكه پس از افشاي مطلب، كماكان هم متوليان امر ورزش مربوط، آن را تكذيب مي‌كردند و با قاطعيت هم تكذيب مي‌كردند، و اين نشان مي‌دهد كه مسأله آنان كسب و جلب اعتماد عمومي نيست، بلكه مسأله اصلي آنان اصرار بر موجه جلوه دادن تقلبي آشكار است كه اين نيز يكي ديگر از بدترين مشخصه‌هاي موجود در جامعه ماست.

No comments:

Post a Comment