Search This Blog

Powered By Blogger

My Blog List

Monday, July 13, 2009

subjectFw: Fw: یادی از فردوسی


_


فردوسی بزرگ که درود و داد و دَهِش یزدان بر او باد

در این خاک زرخیز ایران زمیننبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بودوز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششانگنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ناب یزدان پاکهمه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژادز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بودگدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ماکه شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستانکز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم جوار؟خرد را فکندیم این سان زکار
نبود این چنین کشور و دین ماکجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بودهمه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشتکشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیرگرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن در این بوم و بر لانه داشتنه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشتکه ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شدکه نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کندکشاورز باید گدایی کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیمکجا این سر انجام بد داشتیم
بسوزد در آتش گرت جان و تنبه از زندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگی استدو صد بار مردن به از زندگی است
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریمبرون سر از این بار ننگ آوریم

No comments:

Post a Comment