ریشه و جنگل
من ، شاخهای ز جنگل خلقم.
از ضربه ی ، تبر
بر پیکر سلاله ی من یادگار هاست .
با من مگو سخن ز شکستن !
هرگز شکستگی به بر ما شگفت نیست.
بر ما ، عجب ، شکفتگی اندر بهار هاست.
صد بار اگر به خاک کشندم
صد بار اگر که استخوان شکنندم
گاه نیاز باز
آن هیمهام که شعله بر انگیزد
آن ریشهام که جنگل از آن خیزد
آبان ۱۳۶۲ سیاوش کسرایی
من ، شاخهای ز جنگل خلقم.
از ضربه ی ، تبر
بر پیکر سلاله ی من یادگار هاست .
با من مگو سخن ز شکستن !
هرگز شکستگی به بر ما شگفت نیست.
بر ما ، عجب ، شکفتگی اندر بهار هاست.
صد بار اگر به خاک کشندم
صد بار اگر که استخوان شکنندم
گاه نیاز باز
آن هیمهام که شعله بر انگیزد
آن ریشهام که جنگل از آن خیزد
آبان ۱۳۶۲ سیاوش کسرایی

No comments:
Post a Comment