استعفای آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی که ۲۵ روز پیش تحویل داده شده بود و دیروز پذیرفته شد،در نوع خود حادثهٔ مهم و تاثیر گذار است که اگاهان سیاسی بزودی در بارهاش فراوان خواهند نوشت.
اگر فرض قریب به یقین درست باشد که دلیل اصلی این استعفا، برائت جستن از سیاهکاریهای حاکمان غاصب متقلب و دروغگو میباشد؛ این سوال پیش میاید که چرا برخی از مسئولین و دست اندر کاران سیستم کنونی که در وضعیتی مشابه به سر میبرند،چنین روشی را اتخاذ نمیکنند تا پیش وجدان خویش،خدا،خانواده و هم میهنان، بیش از این سر افکنده و شرمنده نباشند .
پاسخ به این پرسش ،دشوار و پیچیده است و در یک جمله خلاصه نمیشود. دلایل بسیارند و اغلب این افراد در اظهار و تشریح این دلایل معذورند و مجبور به رعایت ملاحظاتی چند.
اما یافتن دلیل اصلی و آشکار این بن بست که اینگونه افراد دچارش گشته اند،چندان مشکل نیست.کافیست به دستگیریها ،شکنجهها و پروژهٔ اعتراف گیریها نظری بیفکنیم.
با نگاهی گذرا به لیست دستگیر شدگان میتوان فهمید که اکثریت قریب به اتفاق این زندانیان، قبلا از مسئولین و دست اندر کاران اصلی بوده اند؛ بنابر این میشود گفت : باند خامنهای ،جنتی،مصباح، احمدی نژاد،حسین شریعتمداری،محسنی اژه ای،فیروز آبادی و دیگر آمران و عاملان کودتا،به محض اینکه کوچکترین شواهدی در این رابطه کشف کنند؛ کمترین رحمی به هیچیک از نزدیکان و کارگزارن رژیم روا نخواهند داشت اگر چنانچه هر یک از آنها در فرمانبرداری کور کورانه دست از پا خطا کنند . بدون شک بعضی موضع گیریهای دو آتشه از جانب برخی دست اندر کاران که نگران مقام و شغل خویش هستند ناشی از همین واقعیت سخت میباشد.
تنها راه کم دردسر برای اینگونه افراد،شاید همان روش آقازاده باشد که آن هم کاملا خالی از خطر برای این اشخاص نیست . بعید است که شاهد حرکتی قهرمان گونه و ایثار گرانه از جانب معدودی از این آدمها باشیم.اگر امید ضعیفی که به موضع گیری رفسنجانی باقی هست؛ به ثمر نشیند ؛ (و اکنون که من این کلمات را مینگارم، او نیز این فرصت تاریخی را پشت سر نهاده و من هنوز از خبر کامل آن اطلاعی ندارم) بالطبع انگیزهای در تعدادی از این قبیل افراد تقویت و یا تضعیف میشود که چه بایدشان کرد ... ریسک کنند یا همچنان کنج عافیت بجویند ...؛ این ریسک قطعاً به معنی خداحافظی همیشگی با دفتر و دستک و مقام و موقعیتشان نیست ، و چه بسا نه چندان دیر ، با وجهه آبرومندانه تری و وجدان آسوده تری از مزایای پست و مقامشان همچنان بهره برداری کنند و البته خیالشان راحت باشد که به دولت مشروع و مورد قبول اکثریت مردم به خدمت گذاری ادامه خواهند داد.
روزگار پر جوش و خروشی است...حوادث به سرعت یکی پس از دیگری شکل میگیرد... از بسیاری جهات یاد آور سی سال قبل است. سرنوشت برای خیلیها رقم خواهد خورد. برخی خود را کاملا به تقدیر سپرده اند و عدهای به اختیار از فرصت طلایی بهره خواهند گرفت. عبدی مرداد ۸۸
اگر فرض قریب به یقین درست باشد که دلیل اصلی این استعفا، برائت جستن از سیاهکاریهای حاکمان غاصب متقلب و دروغگو میباشد؛ این سوال پیش میاید که چرا برخی از مسئولین و دست اندر کاران سیستم کنونی که در وضعیتی مشابه به سر میبرند،چنین روشی را اتخاذ نمیکنند تا پیش وجدان خویش،خدا،خانواده و هم میهنان، بیش از این سر افکنده و شرمنده نباشند .
پاسخ به این پرسش ،دشوار و پیچیده است و در یک جمله خلاصه نمیشود. دلایل بسیارند و اغلب این افراد در اظهار و تشریح این دلایل معذورند و مجبور به رعایت ملاحظاتی چند.
اما یافتن دلیل اصلی و آشکار این بن بست که اینگونه افراد دچارش گشته اند،چندان مشکل نیست.کافیست به دستگیریها ،شکنجهها و پروژهٔ اعتراف گیریها نظری بیفکنیم.
با نگاهی گذرا به لیست دستگیر شدگان میتوان فهمید که اکثریت قریب به اتفاق این زندانیان، قبلا از مسئولین و دست اندر کاران اصلی بوده اند؛ بنابر این میشود گفت : باند خامنهای ،جنتی،مصباح، احمدی نژاد،حسین شریعتمداری،محسنی اژه ای،فیروز آبادی و دیگر آمران و عاملان کودتا،به محض اینکه کوچکترین شواهدی در این رابطه کشف کنند؛ کمترین رحمی به هیچیک از نزدیکان و کارگزارن رژیم روا نخواهند داشت اگر چنانچه هر یک از آنها در فرمانبرداری کور کورانه دست از پا خطا کنند . بدون شک بعضی موضع گیریهای دو آتشه از جانب برخی دست اندر کاران که نگران مقام و شغل خویش هستند ناشی از همین واقعیت سخت میباشد.
تنها راه کم دردسر برای اینگونه افراد،شاید همان روش آقازاده باشد که آن هم کاملا خالی از خطر برای این اشخاص نیست . بعید است که شاهد حرکتی قهرمان گونه و ایثار گرانه از جانب معدودی از این آدمها باشیم.اگر امید ضعیفی که به موضع گیری رفسنجانی باقی هست؛ به ثمر نشیند ؛ (و اکنون که من این کلمات را مینگارم، او نیز این فرصت تاریخی را پشت سر نهاده و من هنوز از خبر کامل آن اطلاعی ندارم) بالطبع انگیزهای در تعدادی از این قبیل افراد تقویت و یا تضعیف میشود که چه بایدشان کرد ... ریسک کنند یا همچنان کنج عافیت بجویند ...؛ این ریسک قطعاً به معنی خداحافظی همیشگی با دفتر و دستک و مقام و موقعیتشان نیست ، و چه بسا نه چندان دیر ، با وجهه آبرومندانه تری و وجدان آسوده تری از مزایای پست و مقامشان همچنان بهره برداری کنند و البته خیالشان راحت باشد که به دولت مشروع و مورد قبول اکثریت مردم به خدمت گذاری ادامه خواهند داد.
روزگار پر جوش و خروشی است...حوادث به سرعت یکی پس از دیگری شکل میگیرد... از بسیاری جهات یاد آور سی سال قبل است. سرنوشت برای خیلیها رقم خواهد خورد. برخی خود را کاملا به تقدیر سپرده اند و عدهای به اختیار از فرصت طلایی بهره خواهند گرفت. عبدی مرداد ۸۸

No comments:
Post a Comment