نکته اول: ممکن است بعضی فضلا در قم، دیدار با رهبر جمهوری اسلامی را چنین توجیه کنند که فرصتی است برای امر به معروف و نهی از منکر. احتمالا نیز چنین توجیهی توسط برگزار کنندگان با نقل قول مستقیم و یا غیرمستقیم از رهبر القا شده است که رهبر آماده شنیدن ملالتها است. احتمالا این سفر به نحوی تدارک دیده شدهاست که تعداد قابل توجهی از طلاب از شهرستانهای دیگر گرد آوردهشوند و به اساتید و فضلا القا شود که اگر با توده طلاب همراه نباشند، لاجرم منزوی خواهند شد.
ابتدای انقلاب و هنگام اقامت آیت الله خمینی در جماران، تقریبا همه علما به دیدار ایشان رفتند. آیتالله سیدعلینقی جلالی تهرانی (پدر بزرگ اینجانب) و یکی دو تن دیگر از روحانیون تهران از این دیدار اجتناب میکردند. پس از مدتی آیتالله سید محمد صادق لواسانی پیغام آورد که آقای خمینی گفته است: من دلم برای دیدار دوستان قدیم تنگ شده است، از آقایان دعوت میکنم که به صرف صبحانه تجدید دیداری کنیم و بسیاق قدیم « گعده » (گفتگو) کنیم. آیتالله جلالی تهرانی علیرغم این که مشاوری خردمند او را از این دیدار برحذر کرد، با خود چنین توجیه کرد که اولا این دیدار خصوصی و غیرسیاسی است. ثانیا شاید این فرصتی باشد برای امر به معروف و نهی از منکر و شاید بتوانیم مثلا از اعدامی جلوگیری کنیم. و شاید اگر نرویم نزد خدا مسئول باشیم. ایشان به این دیدار رفت و پشیمان شد.
نه تنها جلسه خصوصی نبود، هیچ فرصتی هم برای گفتگوی دوستانه فراهم نشد. آیتالله جلالی تهرانی نقل میکرد که هنگام ورود متوجه میشوند طلبههای بسیاری از شهرستانها آمده بودند و مراتب متداول در حوزه اصلا رعایت نشده بود. فقط برای ایشان جای ویژهای در صدر مجلس تدارک دیده شدهبود. آیت الله خمینی پس از دقایقی وارد مجلس شده، کاملا رسمی به حضار خیرمقدم گفته و پس از چند دقیقه از مجلس خارج میشود. در این بین هم خبرنگاران تعدادی عکس میگیرند و در روزنامهها مینویسند که علمای طراز اول تهران به دیدار امام شتافتند.
نکته دوم: قوام و منزلت حوزه علمیه همواره به استقلال آن و پشتیبانی مراجع از روحانیت بودهاست. آیتالله خمینی خود از این پشتیبانی منتفع شد. بسیاری معتقدند اگر حمایت مراجع از آیتالله خمینی و اعلام رسمی مرجعیت وی نبود، ممکن بود شاه ایشان را بکشد. این سیره متاسفانه بعد از انقلاب توسط روحانیت به طاق نسیان سپرده شد. مراجع بزرگی چون آیات عظام سید احمد خوانساری، سید کاظم شریعتمداری، سید محمد روحانی، سید محمد شیرازی، سید حسن قمی، و بسیاری دیگر از ابتدای انقلاب به جهت مخالفت با ولایت فقیه یا خانه نشین شدند و یا در حصر قرار گرفتند و یا از تدریس محروم شدند. اما روحانیانی که با حکومت همکاری میکرده و از آن متنعم بودند، هیچ اعتراضی به این ظلم فاحش نکردند. اکنون آنها خود دچار همین ظلم قرار گرفتهاند.
احترام روحانیت نه از جانب خدا میآید و نه مذهب. روحانیون خود مسئول فزونی و یا کاستی احترام به خود هستند. این گفته رایج میان روحانیون سلب مسئولیت است که خدا خود دین خود را حفظ خواهد کرد. سرخوردگی روزافزون از دین و گرویدن گسترده و بیسابقه - چه مخفی و چه عیان - به مذاهب دیگر،غیرقابل انکار و بیتردید مسئولیت آن بر عهده روحانیت است. با اطمینان میتوان گفت از زمان شیخ طوسی تاکنون هیچ گاه احترام روحانیت به اندازه امروز در معرض خطر نبودهاست.
علیرغم سوءتبلیغ گسترده، عقلای جامعه سیاسی و سکولار خواهان حفظ این احترام هستند. اما روحانیت خود باید در این راه قدم نخست را بردارد. اکنون بهترین - و احتمالا آخرین - فرصت است برای روحانیت تا با عزت به جایگاه سنتی و اصیل خود باز گردد. در تاریخ شیعه مردم عادت داشتهاند که روحانیت را درکنار خود ببینند نه در مقابل خود. چگونه است که اقلیتی بیاصالت، بیکفایت و بیدانش که عموما به دروغ خود را مجتهد مینامند، مناصب حکومتی را از صدر تا ذیل گرفتهاند و آبروی کل روحانیت را به بازی گرفتهاند و روحانیون اصیل هنوز تقیه میکنند؟ انتظار مردم، اعاده حیثیت روحانیت بدست خود روحانیت است.
برای مثال انتظار میرفت که آیات عظام صانعی، دستغیب و بیات در واکنش به فیلتر شدن سایت خود، به ادعای اسلامی بودن نظام و دولت حمله کنند. چرا که نظام اسلامی رابطه مرجع تقلید با مردم را مسدود کردهاست. اما واکنش مراجع سه گانه بجای آن که از منظر دینی باشد، بیشتر به آزادی بیان تاکید داشت. حکومت ایران مدعی است که مشروعیتاش را از دین میگیرد نه از آزادی بیان.
چرا دیگر مراجع چون آیات عظام وحید خراسانی، شبیری زنجانی و صافی گلپایگانی به طور رسمی واکنشی نشان ندادند؟ این بار دیگر داستان شکستن در و شیشه نبود که بگردن نیروهای خودسر بیندازند، بلکه خود دولت این کار را انجام داد و بیتردید بدون اجازه رهبر میسر نبوده است.
این مراجع زمانی میتوانند با مردم و جنبش سبز همراه شوند که سیره آیتالله منتظری را ادامه داده، از سرمایه بزرگ اجتماعی که ایشان فراهم آورد صیانت کرده، و مشروعیت دینی حاکمان را به پرسش بکشند. سفر رهبر به قم بهترین فرصت است تا در دید مردم، روحانیت مستقل از روحانیون حکومتی تفکیک شوند، و از حوزه اعاده حیثیت شود.

No comments:
Post a Comment