Search This Blog

Powered By Blogger

My Blog List

Monday, October 11, 2010

ژاله

.


تاریخ انتشار: ۹ آذر ۱۳۸۶ • چاپ کنید

ژاله اصفهانی درگذشت

پرويز جاهد

ژاله اصفهانی شاعر معاصر و از چهره‌های سرشناس ادبيات در غربت از جهان رفت.


ژاله اصفهانی

قسمت اول شعرخوانی با صدای ژاله اصفهانی را در اینجا بشنوید

قسمت دوم شعر خوانی با صدای ژاله اصفحانی را در اینجا بشنوید

وی در سال 1300 در اصفهان به دنيا آمد و نام اصلی وی ژاله سلطانی بود. ژاله شاعری نوپرداز بود ولی غزل‌ها و قصيده‌های بسياری نيز سروده است. وی که خود تجربه تلخ مهاجرت را با گوشت و پوست و اندرون خود حس کرده بود، در شعرهايش همواره از درد و رنج ايرانيان مهاجر سخن می‌گفت.

ژاله شاعری سياسی بود و انديشه‌های سياسی و اجتماعی اش که متاثر از سوسياليسم بود در شعرهايش منعکس شده است. ژاله شاعر خوش‌بينی بود و علي‌رغم رنج‌ها و دربدری‌های بی‌شمار و مشقت‌باری که کشيد، شعرهايش سرشار از اميد به رهايی و به‌روزی مردمان است. به همين دليل او را «شاعر اميد» نام نهاده‌اند.

از ژاله بيش از 20 جلد شعر منتشر شده و اغلب شعرهای او به زبان‌های انگليسی، عربی، روسی، آلمانی و چک ترجمه شده است.

ژاله در سال 1325 در نخستين کنگره شاعران و نويسندگان ايران که به رياست ملک الشعرای بهار تشکیل شد نيز شرکت کرد و شعر خواند. وی همسر سرهنگ شمس الدین بدیع تبریزی افسر نيروی دريايی و از افسران نظامی عضو حزب توده بود که چند سال قبل در لندن درگذشت.

ژاله در سال ۱۳۲۵به همراه همسرش به اتحاد شوروی سابق مهاجرت کرد و در باکو اقامت گزيد. در آنجا به فراگیری زبان های ترکی و روسی و تحصیل در دانشگاه دولتی آذربایجان پرداخت و موفق به دريافت لیسانس در رشته ی ادبیات شد.
در سال ۱۹۵۴ به مسکو رفت و به تحصیل در دانشگاه دولتی لامانوس اف(Lamanosov) پرداخت و

تز دکتری خود را در باره ی زندگی و آثار ملک الشعرای بهار نوشت.

وی از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ به کار پژوهش ادبی در آکادمی علوم، انستیتوی ادبیات جهانی به نام ماکسیم گورکی در مسکو مشغول شد.

یکی از منظومه های دراماتیک ژاله به نام پرستو الهام بخش فتاح آينه آهنگساز نام آور تاجيک شد که آن را به شکل اپرا در سال ۱۹۵۹-۱۹۶۰ در صحنه ی اپرا- باله صدرالدین عینی ، در شهر دوشنبه تاجیکستان اجرا کند.

نیما یوشیج پدر شعر نو، شعر نوچیست ؟ بررسی تحقیقی و تطبیقی آثار شاعران ایران ، افغانستان و تاجیکستان، رساله ی عارف قزوینی – شعر و موسیقی مبارزش، از جمله آثار تاليفی ژاله در دوران اقامت او در شوروی سابق است.

وی همچنين محبوبيت و نفوذ زيادی در ميان مردم و ادب دوستان تاجيک و ديگر فارسی زبانان داشت و فارسی زبانان از ديرباز با سروده های او آشنا بودند.

بعد از پيروزی انقلاب اسلامی در ايران، ژاله در شهریور سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت اما پس از مدتی دوباره به دلايل سياسی مجبور به مهاجرت از وطن شد و به انگلستان رفت و در لندن سکونت کرد.

ژاله محبوبيت و احترام زيادی در ميان ايرانيان مهاجر فارغ از دسته بندی‌های سياسی و ايدئولوژيک داشت و در اغلب مراسم و محافل ادبی و فرهنگی حاضر می‌شد و هر جا از او دعوت به شعرخوانی می‌کردند با با رويی خوش می‌پذيرفت.

مجموعه شعر پرندگان مهاجر آخرين مجموعه شعر ژاله و گزيده ای از اشعار او بود که به زبان انگليسی با ترجمه روحی شفيعی در لندن منتشر شده است. شعر پرندگان مهاجر که در اين مجموعه آمده از مشهور ترين اشعار ژاله در غربت است و شعری لبريز از اندوه و بيانگر موقعيت دردبار مهاجران دور از وطن است:

پرندگان مهاجر، در اين غروب خموش،
که ابر تيره تن انداخته به قله کوه
شما شتاب زده راهی کجا هستيد؟
کشيده پر به افق، تک تک و گروه گروه

چه شد که روی نموديد بر ديار دگر؟
چه شد که از چمن آشنا سفر کرديد؟
مگر چه درد و شکنجی در آشيان ديديد،
که عزم دشت و دمن‌های دورتر کرديد؟

در اين سفر که خطر داشت بی شمار آيا،
زکاروان شما هيچ کس شهيد شده است؟
در اين سفر که شما را اميد بدرقه کرد،
دلی ز رنج ره دور نا اميد شده است؟

چرا به سردی دی ترک آَشيان کرديد
برای لذت کوتاه گرمی تنتان؟
و يا درون شما را شراره‌ای می‌سوخت؟
که بود تشنه خورشيد، جان روشنتان؟

ژاله اصفهانی شب گذشته در سن 86 سالگی در بيمارستان کينگ چارلز لندن ديده از جهان فروبست.

وی مدت‌ها بود که از بيماری سرطان رنج می‌برد.

No comments:

Post a Comment