.هر کسی از ظنّ خود شد یار من از درون من نجست اسرار من
اصولا من با این بیت که عنوان این نوشته قرارش دادم ؛ مشکل دارم . نمیدانام این شعر از مولانا است یا از شمس یا هر دوی آنها که با هم سر و سرّ زیادی هم داشتند اما میدانم که معنا و مفهوم سنگین و فلسفی این بیت با روحیات من چندان سازگاری ندارد چرا که اولا من اسرار زیادی ندارم و اگر هم داشته باشم اصرار زیادی ندارم که آنها را مخفی کنم . احتمالا از همان برون من میشود به خیلی از لایههای درونی من پی برد و نیازی شاید نباشد به اینکه تو چاله چولهای تنگ و تاریک درون دنبال چیز نا شناخته و پنهانی گشت.این نکته البته با این حقیقت منافات ندارد که انسان موجود پیچیدهای است و هر انسان خودش به تنهایی شامل دنیایی از عجایب و شگفتیها و بعضاً پیچیدگی هاست.بعضیها گویی که خیلی به این بیت شعر و مفهومی که از آن برداشت میشود علاقه خاص داشته باشند؛ دوست دارند بخشهای بیشتری از وجودشان سکرت بماند و آنرا امتیازی برای خود منظور میکنند.شاید هم امتیاز مهمی باشد در بعضی شرایط و موقعیتها . این بستگی دارد به اوضاع احوال زندگی در مناطق و مقاطع مختلف جغرافیائی و تاریخی و کم و کیف و حال و احوال اجتماعی فرد ؛ ضمن اینکه سرزمینی که ما در آن زندگی میکنیم، محل زندگی ، شکل و شمایل و نوع خانهای که در آن سکونت گزیده ایم و خلاصه بطور کلی شرایط اقلیمی ما انسانهای شهر نشین؛ همگی حکایت از این دارد که به اسرار گونه زیستن عادت کرده ایم
با همه این احوال ، اما اینرا باید گفت که خیلیها دوست دارند یه جورایی با دیگران متفاوت باشند و من هم
در همین ارتباط قصد دارم بتدریج تلاشم را بیشتر کنم تا این وب لاگ از حالت یک کلبه متروک دور افتاده که خودم هم رغبت چندانی نداشته باشم که به آن سر بزنم؛ تبدیل شود به چیزی که نه شبیه آپارتمان در بستهای باشد که دلت آنجا بگیرد؛ نه خانهای باشد در یک محله اعیان نشین که صاحب آن مقید باشد به رعایت برخی قید و بندها و نه هیچیک از نمونههای متعارف دیگر
شاید تا حدودی به یک اتاقک کاروان شبیه شود روزی. شاید هم نه. خانه متحرکی که میتوانی به هر کجا که میلت کشید باهاش سفر کنی و به هر دیار که گذر کردی اگر دلت خواست چند صباحی اطراق کنی. در و دیوار و بیرون و درون آنرا هر جور که دلت خواست تزیین کنی و از هر چیز و هر کس تقلید کنی تا حتی المقدور شیوه زندگی و محل زندگی را به گونهای سامان ببخشی که از آن لذت ببری. کولیها ،عشایر و مردمانی که به هر دلیل کوچ دائم را بر میگزینند ؛ فارغ از اینکه سر پناهشان ،اتاقک چوبی متحرک است یا چادرهایی که به راحتی حمل و هر جا که خواستی نصب میشوند؛و یا هر نوع سقف دیگری که در مواقع لازم برای خود تدارک ببینند؛ همگی از چندین و چند نعمت مشترک حظّ میبرند. رهایی از بسیاری محدودیتهای ساختگی این و آن بهترین امتیاز این انسانهای خوشبخت است
حال که در دنیای حقیقی و زندگی واقعی چنین امکانی برای من و امثال من فراهم نیست و چندان نمیشود در آن دست برد ؛ ؛ لا اقل تا آنجا که مقدور است دنیای مجازی را که میشود از این همه اگر و مگر خلاص کرد
به همین منظور باید یاد بگیرم که چگونه از ابزارهای متنوع اینترنت و ظرفیتهای مختلف وب لاگ استفاده بیشتر و بهتر ببرم تا عکس و ویدئو و مطالب دیگر هم زینت بخش اتاقک اینترنتیام شوند

No comments:
Post a Comment