آقای بیکدلی سفیر محترم دولت جنایتکار کودتا گران سلام.
محترم و جنایتکار را نمیشود با هم بکار گرفت اما من به اعتبار همان دیدار کوتاه که با شما داشتهام و به استناد چند پاسخ کوتاه شما، از لفظ محترم استفاده میکنم تا همچنان بنویسم که آرزو میکنم محترم بمانید و جنایتها به حساب شما هم گذاشته نشود .
من همچنان به شما مینویسم به چند دلیل :
۱-به امید اینکه یکی از آحاد ملت ایران باشم که اعتراض خود را به وضع موجود از طریق شما به گوش بالاترین مقامات اطلاعاتی و امنیتی نظامتان برسانم.نظامی که شما اکنون یکی از چاکران و مباشران مطیع ، کار آمد و سر سپرده آن هستید. ابقای شما علیرغم این همه تغییر و تحولات گواه این امر است.
۲- به عنوان سفیر خلیفه مسلمین جهان،بلند مرتبهترین مقام عظمای خلافت هستید که در دو کیلومتری محل زندگی من ساکن هستید.این در دسترس بودن ،آن هم در یک کشور امن ، بدین معنی است که در صورت نیاز هر کدام از ما قادریم باز هم حضوری گفتگو داشته باشیم.
۳- من هم مثل خیلی از ساده اندیشان ، هنوز کور سوی امیدی دارم برای اصلاح نظام و تغییر اراده کودتا گران. اگر بتوانم به تغییر اراده و عمل شما دل ببندم ،شاید بشود به اصلاح این نظام هم دل بست.
۴- چه این روند ادامه یابد،بدین معنی که هر روز جنایات،سرکوب،تجاوز ، فساد و دروغ بیشتر شود و چه مسیر دیگری انتخاب شود، در هر حال شما یکی از مهرههای اصلی خواهید بود. شما خود فرمودید که مفتخر هستید که هم در دوران رفسنجانی، و هم در دو دوره ریاست جمهوری خاتمی و هم در چهار سال گذشته یکی از بهترین سفرا بوده اید.
بنابر این ،به توجه به جایگاه رفیع جناب عالی، مباحثه با شما غنیمت بزرگی است که ارزان به هر کسی عطا نمیشود.
۵-این نوشته و نوشتههای قبلی و بعدی به اضافه گفتگوی شفاهی ، میتوانند مشابه اعترافاتی باشند که نظام شما شدیدا به آن محتاج است و فرقی هم نمیکند که چه کسی و با چه درجه از اهمیت و موقعیت اجتماعی ، بدون شکنجه و داوطلبانه و یا بعد از شکنجه بیان کرده باشد . لذا پیشنهاد میکنم که این عرایض بدون کم و کاست برای همکاران مربوطه ارسال گردد.
جناب آقای بیکدلی ، در طول این دو ماه غیر از مطالب سیاسی، موارد دیگری هم ارسال کردم.اگر هرگز پاسخ نمیدادید ، اینگونه برداشت میکردم که نباید ادامه دهم.فایل صوتی دعای ربّنا با صدای آسمانی شجریان را که هر مسلمان و نا مسلمانی از آن لذت میبرد را برای شما هم فرستادم.پاسخ دادید : متشکرم . . .امیدوارم ماه خوبی داشته باشید .
لابد در راستای همین ماه خوب بود که دیروز از طریق موبایل این پیغام را فرستادید : مراسم شب قدر . . . امشب سفارت . . .مهمانسرا . .
پاسخ دادم: تشکر . .. امشب شب کارم ، انشالا در مراسمی دیگر خدمت برسم.
آنچه با موبایل نمیشد بیشتر نوشت و اکنون باید اضافه کنم اینست که ؛ اگر هم شب کار نبودم دلیل کافی وجود داشت که دعوت شما را رد کنم و خود را از این مراسم پر فیض معذور بدارم.
با اینکه فردی مذهبی نیستم اما بارها و بارها در کنار مردم عزیزی که خود با هزینه شخصی و برای رضای دل خویش این گونه مراسم را برگزار کرده اند و خواهند کرد،با منت شرکت کردهام و خواهم کرد.
مراسم شما از کدام نوع است ؟ با بودجهای که دارید و پول بیت المال است چگونه شب قدر را برگزار کردید ؟ چه چیزی را قدر دانستید در این شب قدر . .. که از امثال من هم دعوت میکنید که سر سفره شام حرام شما بنشینم ؟
کلمه بیت المال کمترین شاهدی است برای حرام بودن این لقمه.چنانچه جنایات دیگری که منجر به فراهم شدن این سور و سات برای شما شده است را بخواهیم بیان کنیم ، در آن صورت باید گفت که این لقمه ، کثیف تر از آن است که بشود توصیفش کرد. نوش جان و گوارای وجودتان باد.
آقای بیکدلی ، چندی پیش متنی را نوشتم در باره آنچه بر سر دین و مذهب و شیعه گری در ایران آمده است . قبل از اینکه آن را کامل کنم،نوشته کوتاهی از آقای نبوی را دیدم که بسیار زیباتر و گویاتر از آنچه من قادر به مختصر و مفید نوشتنش نبودم ،ایشان به خوبی انجام داده بود و به سمع و نظر میلیونها ایرانی رسیده است. لذا تکلیف از من ساقط شد و گناه و ثواب این کار بزرگ نصیب ایشان شد. اما چون ترویج ایمان هم از اهم امور است ، این نوشته را به همراه نوشتهٔ دیگری از خانم مسیح علی نژاد (برای دهان شکسته محسن . . . و دهان سالم پدرش ...) برایتان ارسال میکنم. التماس دعا . عبدی
محترم و جنایتکار را نمیشود با هم بکار گرفت اما من به اعتبار همان دیدار کوتاه که با شما داشتهام و به استناد چند پاسخ کوتاه شما، از لفظ محترم استفاده میکنم تا همچنان بنویسم که آرزو میکنم محترم بمانید و جنایتها به حساب شما هم گذاشته نشود .
من همچنان به شما مینویسم به چند دلیل :
۱-به امید اینکه یکی از آحاد ملت ایران باشم که اعتراض خود را به وضع موجود از طریق شما به گوش بالاترین مقامات اطلاعاتی و امنیتی نظامتان برسانم.نظامی که شما اکنون یکی از چاکران و مباشران مطیع ، کار آمد و سر سپرده آن هستید. ابقای شما علیرغم این همه تغییر و تحولات گواه این امر است.
۲- به عنوان سفیر خلیفه مسلمین جهان،بلند مرتبهترین مقام عظمای خلافت هستید که در دو کیلومتری محل زندگی من ساکن هستید.این در دسترس بودن ،آن هم در یک کشور امن ، بدین معنی است که در صورت نیاز هر کدام از ما قادریم باز هم حضوری گفتگو داشته باشیم.
۳- من هم مثل خیلی از ساده اندیشان ، هنوز کور سوی امیدی دارم برای اصلاح نظام و تغییر اراده کودتا گران. اگر بتوانم به تغییر اراده و عمل شما دل ببندم ،شاید بشود به اصلاح این نظام هم دل بست.
۴- چه این روند ادامه یابد،بدین معنی که هر روز جنایات،سرکوب،تجاوز ، فساد و دروغ بیشتر شود و چه مسیر دیگری انتخاب شود، در هر حال شما یکی از مهرههای اصلی خواهید بود. شما خود فرمودید که مفتخر هستید که هم در دوران رفسنجانی، و هم در دو دوره ریاست جمهوری خاتمی و هم در چهار سال گذشته یکی از بهترین سفرا بوده اید.
بنابر این ،به توجه به جایگاه رفیع جناب عالی، مباحثه با شما غنیمت بزرگی است که ارزان به هر کسی عطا نمیشود.
۵-این نوشته و نوشتههای قبلی و بعدی به اضافه گفتگوی شفاهی ، میتوانند مشابه اعترافاتی باشند که نظام شما شدیدا به آن محتاج است و فرقی هم نمیکند که چه کسی و با چه درجه از اهمیت و موقعیت اجتماعی ، بدون شکنجه و داوطلبانه و یا بعد از شکنجه بیان کرده باشد . لذا پیشنهاد میکنم که این عرایض بدون کم و کاست برای همکاران مربوطه ارسال گردد.
جناب آقای بیکدلی ، در طول این دو ماه غیر از مطالب سیاسی، موارد دیگری هم ارسال کردم.اگر هرگز پاسخ نمیدادید ، اینگونه برداشت میکردم که نباید ادامه دهم.فایل صوتی دعای ربّنا با صدای آسمانی شجریان را که هر مسلمان و نا مسلمانی از آن لذت میبرد را برای شما هم فرستادم.پاسخ دادید : متشکرم . . .امیدوارم ماه خوبی داشته باشید .
لابد در راستای همین ماه خوب بود که دیروز از طریق موبایل این پیغام را فرستادید : مراسم شب قدر . . . امشب سفارت . . .مهمانسرا . .
پاسخ دادم: تشکر . .. امشب شب کارم ، انشالا در مراسمی دیگر خدمت برسم.
آنچه با موبایل نمیشد بیشتر نوشت و اکنون باید اضافه کنم اینست که ؛ اگر هم شب کار نبودم دلیل کافی وجود داشت که دعوت شما را رد کنم و خود را از این مراسم پر فیض معذور بدارم.
با اینکه فردی مذهبی نیستم اما بارها و بارها در کنار مردم عزیزی که خود با هزینه شخصی و برای رضای دل خویش این گونه مراسم را برگزار کرده اند و خواهند کرد،با منت شرکت کردهام و خواهم کرد.
مراسم شما از کدام نوع است ؟ با بودجهای که دارید و پول بیت المال است چگونه شب قدر را برگزار کردید ؟ چه چیزی را قدر دانستید در این شب قدر . .. که از امثال من هم دعوت میکنید که سر سفره شام حرام شما بنشینم ؟
کلمه بیت المال کمترین شاهدی است برای حرام بودن این لقمه.چنانچه جنایات دیگری که منجر به فراهم شدن این سور و سات برای شما شده است را بخواهیم بیان کنیم ، در آن صورت باید گفت که این لقمه ، کثیف تر از آن است که بشود توصیفش کرد. نوش جان و گوارای وجودتان باد.
آقای بیکدلی ، چندی پیش متنی را نوشتم در باره آنچه بر سر دین و مذهب و شیعه گری در ایران آمده است . قبل از اینکه آن را کامل کنم،نوشته کوتاهی از آقای نبوی را دیدم که بسیار زیباتر و گویاتر از آنچه من قادر به مختصر و مفید نوشتنش نبودم ،ایشان به خوبی انجام داده بود و به سمع و نظر میلیونها ایرانی رسیده است. لذا تکلیف از من ساقط شد و گناه و ثواب این کار بزرگ نصیب ایشان شد. اما چون ترویج ایمان هم از اهم امور است ، این نوشته را به همراه نوشتهٔ دیگری از خانم مسیح علی نژاد (برای دهان شکسته محسن . . . و دهان سالم پدرش ...) برایتان ارسال میکنم. التماس دعا . عبدی

No comments:
Post a Comment