تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۰, ساعت ۵:۳۸
آقای خاتمی شما هم از آمنه بیاموزید
مسیح علی نژاد
شما هم پیش قدم شوید، در برابرِ خواستِ صریحِ آمنه مثل او «عمل» کنید تا مشوقِ ديگران هم باشید.
آمنه آموزگاری کرد و از حق قصاص خود گذشت، بر همه ثابت شد که در برابر سنگدلی و نفرت پراکنی و کین توزی هنوز می توان از مهربانی، دیگرخواهی و بزرگ منشی سراغ گرفت و زیبایی را در اوج آن به تماشا نشست.
این روح کلام سید محمد خاتمی است آنگاه که پیامِ بخششِ آمنه را شنید و قلم به دست گرفت تا در ستایشِ این بخشش که در دشواری اش احدی شک نمی کند، دیگران را ندا دهد که باید از این عمل آموخت.
تردیدی نیست که می شود در وصفِ زیباییِ عملِ بخششی که آمنه شش سال چون معمایی در کلام و بیانش پنهان نگاه داشت و ناگهان دگرگونه ظاهر شد، پیام ها و داستان ها و حکایت هایی رسا و زیبا نوشت و برگه های تاریخِ تهی از بخششِ یک کشور را پر ساخت.
تردیدی نیست که می شود از همه پیشی گرفت در پاداسداشتِ بزرگ منشیِ زنی که چشمهای بی سوی او اینک شده است سوی چشم های مردمی که به سختی همدیگر را می بخشند تا چه رسد به بخشیدنِ اسیدپاشی که هنوز هم تا چشم در چشمِ آمنه می شود اسیدِ زبانش بیشتر می سوزاند و پریشان گویی ها می کند.
اما آنچه موردِ تردید است این است آقای خاتمی که آموزگاریِ آمنه را چه کسانی به دیده ی منت می پذیرند تا نکته های این عملِ فردی او که تاثیرگذاری اجتماعی اش قابل انکار نیست را به عمل بر آیند؟
در جامعه ی که احساسِ مسولیتِ فردی جایش را به بی تفاوتی های ناگزیر داده است و به نظر می رسد بخش هایی از جامعه به دلیل شرایطِ بغرنج سیاسی و اجتماعی، در یک سکون و یاس به سر می برند، چه کسی درسِ اول را از آنکه شما آموزگارش خوانده اید باید بیاموزد و اجرایش کند؟
حتما می دانید برای ما جماعتِ رسانه، دوران اصلاحات هیچ اگر نداشت از ما نسل طلبکاری ساخت که نهراسیم و هاله قدسی به گردِ سیاستمداران نکشیم و طلب را آسان بر زبان جاری سازیم. با این توصیف بی مقدمه خطابِ پیامتان را به خودتان باز می گردانم؛ پیش قدم شوید و از آموزگارِ زیبادلی که زیباییِ بر باد رفته ی صورتش از او انسانی منزوی و بی عمل نساخت بیاموزید و به پیام تان گامی را نیز اضافه کنید.
آمنه شش سال حرف زد، حرف از نبخشیدن اما در بزنگاهی که ضرورت یافت، عمل کرد. حال شما نیز عمل کنید. زنی که یاد گرفته است چشم در چشمِ مردمش نگاه کند و بگوید برای ادامه ی مداوا و مدارایش با زندگی، نگاهش به همتِ مردم است تا او را یاری کنند، بیش از کلام و پیام نیاز به عملِ مردمی دارد که نظاره گرِ عملِ پسندیده ی او بودند.
شما نیز این روزها در کنارِ همان مردم اید، بی صندلیِ قدرت و بی قبای ریاست. خطاب و عتابِ آمنه آنگاه که می گوید مردم شش سال ما را تنها گذاشتند اما از این پس ما را تنها نگذارند، شما نیز هستید.
جامعه شاید این روزها خوب یاد گرفته است که در ستایشِ بخشش حرف و قلم زند اما قدم برداشتن، حلقه ی مفقوده ای است در روندِ رسیدن به اهدافِ کوتاه و دراز مدتی که در تلاطمِ کار و سیاست قربانی شده است.
به هر تقدیر پوشیده نیست که شما در ایران طرفداران و هوادارانی دارید که هواخواهِ اندیشه و گفتارِ شما هستند. بی شک پاسخِ سریع شما به درخواست صریحِ آموزگارِ بخشش، می تواند زبان های مشترکی که این روزها در مدحِ عملِ آمنه می گویند را به سوی یک عملِ اجتماعی مشترک سوق دهد.
عمل گرایی شاید ترکیبِ غریبی است در قاموسِ فرد فردِ جامعه ای که سالهاست مطالبات شهروندی شان در دل بروكراسي اداري خاک می خورد. جامعه نیز ناخود آگاه از رفتارِ چنین سیستمی مشق می کند و به همین دلیل ایده ها و کارهایی که باعث رسیدنِ سریعتر به هدف می شود را خودِ جامعه نیز گاه به تعویق می اندازد و در نهایت به تعویق انداختنِ بسیاری از خواسته ها، ایده ها، برنامه ها و کارهایی که می شد با احساس مسولیتِ فرد فردِ یک جامعه بسامان شود، نشد. چون هر کسی چشم به عملِ دیگری داشت و هیچ کس برایش آسان نبود از خود آغاز کند . حال که آمنه به تعبیرِ شما آموزگاری کرد، شما هم پیش قدم شوید، در برابرِ خواستِ صریحِ آمنه مثل خودِ او «عمل» کنید تا مشوقِ ديگران هم باشید. مداوای آمنه نباید در دالانهاي فراموشی و بی عملی گم شود.
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

No comments:
Post a Comment