نگارنده این یاد داشت با همه احترامی که برای شخصیت آقای خاتمی قائلم ،بر این باورم که سخنان گاه دو پهلویی که آقای خاتمی ایراد میفرمایند ؛ میتواند جدا از مواضع مثبت ایشان مورد نقد و انتقاد قرار گیرد و این کار در درجه اول به نفع خود ایشان است تا همچنان خود را به عنوان وزنهای قابل اعتنا در حیات سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی ایران مطرح ببینند.
نکتهای که مقدمتا باید یاد آور شد این است که بسیار اتفاق میافتد ما از برخی بیانات بازیگران عرصه سیاسی کشور ابتدا به ساکن به وجد میآئیم و آنرا سخنی مقبول و صحیح میپنداریم اما با اندکی دقت و ظرافت بیشتر میشود ابعاد دیگری از این سخنان را کشف نمود که چه بسا منجر به تغییر برداشت ما گردد. به عنوان نمونه موضع گیریهای احمدی نژاد بر علیه خامنهای و اقداماتی که او مستقلا و بدون اعتنا به رهبرش بصورت کاملا بی سابقه در طول حیات جمهوری اسلامی انجام داده است . چنین اقداماتی بدون شک در بدو امر اکثر شاهدان جنگ قدرت را خوشحال کرده است اما تنها با تعمق بیشتر و تحلیل کاملتر این کنشها و واکنشهای سیاسی است که میتوان به اصالت آنها پی برد.
آقای خاتمی گفت که صاحبان قدرت باید از آمنه بهرامی بیاموزند. آمنه بهرامی زنی که سلامت، بینایی و زیباییاش را در اثر اسید پاشی از دست رفته میبیند ؛ در پاسخ هم از همدردی ایشان تشکر کرد و هم از عدم پیگیری وعدههایی که به وی در دوران ریاست جمهوری خاتمی داده شده بود ؛ گلایه نمود.
ظاهراً آقای خاتمی حرف قشنگی زده و فرصت و بهانهای بدست آورده تا دوباره جسارتی به خرج داده باشد و تلنگری به صاحبان قدرت بزند. در اینکه تاکید خاتمی بر امر بخشش و گذشت کار قشنگی است حرفی نیست اما آیا در این مورد بخصوص و با استناد به این نمونه خود داری یک انسان نسبت به استفاده از حق تلافی جویانه خویش ، تشبیه ایشان صحیح باشد و چنین کاری مصداق تلنگر مناسب و به موقع به صاحبان قدرت تلقی شود ؛ جای تردید است.
به عقیده من اگر خاتمی به عنوان یک سیاستمدار ورزیده و در عین حال منصف ، جایگاه مردم ایران و صاحبان قدرت را به خوبی در این نا معادله قدرت تشخیص میدهد و آنرا بسیار نا عادلانه و ظالمانه میداند ؛ بهتر این میبود که چنین اظهار نظرهایی را و تلنگرهایی را به حاکمان مطلقه ایران در وقتی و زمانهایی میداد که صاحبان قدرت مطلقه در کشورهایی مثل تونس و مصر به ظلمی که در طول سالها به مردم خویش روا داشته بودند در عمل اعتراف کردند و به خواسته مردم خویش تن دادند و به انتظار گذشت و بخشش از طرف مردم خویش به گوشه خلوتی پناه آوردند تا در محکمه داد خواهی و عدالت جویی مردم حاضر شوند البته اگر عمرشان پس از سرنگونی دوام داشته باشد.
چنین سیاست ورزی دقیق و موضع گیری به موقعی را اما در موضع گیری آقای موسوی و بیانیهای که در حمایت از جنبش مردم مصر صادر فرمودند به دقت مشاهده میکنیم در حالیکه در آن هنگام از امثال آقای خاتمی و آقای رفسنجانی جز سکوت و یا حد اکثر سخنانی کلی ، هیچ اظهارات صریح دیگری ، مردم ایران به یاد نمیآورند.
در جامعه امروز ایران ، نویسندگان، روزنامه نگران و تحلیلگران اجتماعی به عنوان بخشی از وظیفه فرهنگی اجتماعی خویش میتوانند با تحلیلهای این چنینی به ارسال پیامی انسان دوستانه همت گمارند ؛ پس چه فرصتی بهتر از همین ماجرای اسید پاشی به صورت خانم آمنه بهرامی و گذشت ایشان از قصاص. بدیهی است آقای خاتمی نیز در جایگاه یک فرد خردمند که از منظر اجتماعی به این حادثه بنگرد ؛ اظهاراتش بسیار پسندیده و کامل است . اما ایشان در مقام و موقیتی که به برکت ویژگیهای خویش و عملکرد گذشتهاش حفظ کرده است به عقیده من در بهترین حالت میتوان گفت که همچون گذشته بصورت ضعیف ،نا کار آمد و بسیار محافظه کارانهای به چنین فرصت محدود و بهانه نا متناسبی متوسل شده است تا از آن برای نمایش اندکی تحرک سیاسی دوباره کمک گرفته باشد در حالیکه قبلا فرصتها و مناسبتهای بسیار روشنتری فراهم بوده است و ایشان آنها را یکی پس از دیگری از دست داده است.
از منظر علم جامعه شناسی و روانشناسی بر رسی جدال بین دو حس یا دو غریزه انسانی یعنی انتقام گرفتن و عفو نمودن اگر چه این کار باید به کار شناسانش سپرده شود که قطعا به آن میپردازند. اما در این حد که به بحث ما مربوط است به روشنی میتوان گفت که شبیه دانستن ماجرای اسید پاشی و جدالی که بین مردم و حاکمان مطلقه قدرت در جریان است امری کاملا انحرافی است و متاسفانه برداشتی وارونه و آشفته از نگرش و بینش آقای خاتمی به دست میدهد که آیا حقیقتا ایشان کدام یک از طرفین دعوا ( مردم و حکومت ) را ظالم ، و کدامیک را مظلوم میشناسد چرا که از برداشت کلیای که از پیام ایشان بر میآید گویی این حاکمان هستند که باید مردم را نسبت به ظلمی که به آنها در این سی سال روا داشته اند مورد بخشایش قرار دهند.
- در ماجرای اسید پاشی به آمنه بهرامی ظلم آشکار شده است. ایشان بالأخره به نوعی عفو مشروط رضایت میدهد بدین ترتیب که ظالم را تا آخرین لحظه در برزخی که خود شخص مجرم برای خودش ایجاد کرده بود تنها و بی پناه رها میکند تا بلکه متنبه شود و سپس تصمیم میگیرد که صرفا از قصاص بگذرد در حالیکه هشدار خویش را نسبت به خطری که جامعه را وجود این گونه اشخاص تهدید میکنند ، به خوبی تاکید میکند. ایشان دیه و هزینه درمان خویش را همچنان طلب میکند. جالب اینکه به عنوان یک انسان که نباید تفاوتی بین زن و مرد بودنش قائل شوند طلب دیه کامل یک انسان را میکند.
حال باید از آقای خاتمی پرسید که چه کسی را با خانم بهرامی مقایسه کرده است و از چه کسی تا چه حدی انتظار گذشت و بخشش دارد ! ؟
آقای خاتمی را این بار هم همچون نوبت قبلی میتوان در مبحث ظالم و مظلوم به نقد و چالش کشید تا بلکه مواضع ایشان را دقیق تر و شفاف تر بفهمیم . ابوالفضل عبدی

No comments:
Post a Comment