بروز بحران سیاسی در قبرس در پی انفجار محموله نظامی ایران
انفجار محموله نظامی ایران که از دو سال و نیم پیش توقیف شده بود، پیامدهایی را به دنبال داشت که در همین مدت کوتاه چند روز گذشته ،این کشور را با یکی از بزرگترین بحرانهای سیاسی تاریخیاش مواجه ساخته است.
در اثر انفجار مهیب ۹۸ کانتینر سلاح و مهمات جنگی، بزرگترین نیروگاه برق این کشور که بیش از نیمی از برق آن را تامین میکرد بکلی ویران شد و قطعی برق زمان بندی شدهای در گرمترین فصل سال بر مردم سراسر کشور تحمیل گردید.هزینه ساخت مجدد چنین نیروگاهی دو میلیارد یورو بر آورد شده است . به این مبلغ هزینه تخمینی دو میلیون یورو خسارت مالی صدمات تخریبی تا شعاع پنج کیلومتر را نیز باید افزود.
اضافه بر موارد فوق آنچه بیش از هر عاملی سبب خشم و نفرت این مردم نسبت به دولتمردان گردیده است ؛ کشته شدن سیزده نفر و زخمی شدن ۶۵ نفر از مردم بیگناه این کشور در این حادثه است که از دید اکثریت شهروندان تمامی مسئولیت متوجه مسئولین ارشد مملکتی و در راس آنها شخص رئیس جمهور است.
این انگیزه ،خود به تنهایی کافیست تا از فردای روز حادثه بطور مستمر تظاهرات وسیع و خود جوشی در سراسر کشور برگزار شود و مهمترین شکلش حضور دهها هزار نفر در مقابل کاخ ریاست جمهوری این کشور است که با شعارهای تند خواستار استعفای تمامی اعضای دولت و شخص رئیس جمهور میباشند. این تظاهرات چندین مورد منجر به درگیری مردم با پلیس شده است . به کار گرفتن مواد آتش زا و کوکتل مولوتوف که توسط برخی افراد سازماندهی شده است متقابلا با پرتاب گاز اشک آور و بازداشت معترضان توسط پلیس همراه بوده است.در کشوری که به هر حال دموکراسی حاکم است و روزنامهها کاملا آزادند؛ با مروری به روزنامه ها، هم میتوان به روند جاری اتفاقات پی برد و هم میتوان چشم اندازی که برخی عناصر مؤثر برای کشور ترسیم میکنند را به خوبی مشاهده کرد.
پرداختن به تاریخچه سیاسی این کشور و چگونگی تقسیم قدرت سیاسی و نفوذ اجتماعی تشکل ها، گروهها ، احزاب ،سازمانها و بویژه قدرت کلیسا در این کشور در این مختصر نمیگنجد.
در آخرین انتخابات ریاست جمهوری این کشور که بیش از دو سال پیش برگزار شد ؛ دبیر کلّ حزب چپ (اکل) این کشور که چند دوره هم ریاست پارلمان را به عهده داشت به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.
روابط دیپلماتیک خوب این کشور با روسیه در دوره جدید ریاست جمهوری آقای دیمیتری کریستو فیاس با توجه به پیوندهای ایدئولوژیک ، رفاقتهای دیرینه و به دلایل دیگر، دوستانه تر و محکم تر از دورههای قبلی نیز شد به حدی که سیاست این کشور دوستی بی قید و شرط با دوستان حکومت روسیه میباشد و به نظر من مبنا و محور سیاست خارجی در این کشور عمدتا ، با تقلید و پیروی از سران روسیه اتخاذ میگردد.
به موازات این نکته باید به دوستی دیرینه چپهای این کشور با دو آتشهترین چپهای دنیا (فیدل کاسترو ، چاوز، و چپ مدرن و اسلام گرا یعنی جناب احمدی نژاد ) نیز توجه کافی داشته باشیم تا به کلاف سیاسی سر در گم فعلی آنها بیشتر و بهتر پی ببریم.
با عنایت به واقعیتهای فوق ، میتوان گفت که توقیف کشتیای که در اصل در مالکیت روسیه بوده ،حامل محمولهای از ایران و عازم سوریه بوده است؛ در حکم وارد شدن در یک بازی قمار بزرگ بوده است که هرگز در حد و ندازه حریف کوچکی چون قبرس نبوده است و به خودی خود از ابتدا هرگز خواست قلبی دولتمردان این کشور نمیتوانسته باشد ؛ لذا این اقدام ،تکلیفی بوده است که بر اساس قوانین سازمان ملل و سیاست تحریمها بر علیه ایران ، به کشور قبرس در سال ۲۰۰۹ تحمیل شد.
آنچه این روزها بیش از هر موضوع دیگری در روزنامههای این کشور منعکس میشود ، افشای اسناد و مدارکی است که از همان ابتدای امر دولتهای قدرتمند و بزرگ دنیا از از این کشور کوچک بارها صراحتا و کتباً خواسته اند که مسئولیت انتقال یا نابودی این محموله نظامی را به آنها واگذار کند و خود و مردمش را از شر این معضل نجات دهد.اما این کشور نه تنها به این توصیهها و درخواستهای بین المللی وقعی ننهاده است بلکه چنین انبار عظیم مهماتی را درست در محلی مجاور نیروگاه برق این کشور در فضای آزاد و در معرض تابش آفتاب ۴۵ درجه رها کرده است . همه شواهد حاکی از این است که از چند روز قبل نشانههای خطر انفجار عظیم آشکار شده است اما یکی از احمقانهترین و مضحکترین واکنشهای مسئولین به چنین جرقههایی این بوده است که وزیر دفاع طی دستوری کتبی امر میفرمایند که کانتینرها را با شلنگ آب خنک کنند تا از احتمال خطر انفجار جلوگیری شود .دو نفر از کسانی که بدنشان در این حادثه تکه تکه شد ؛ دو برادر دو قلو بودند از پرسنل نیروی دریایی که مسئولیت خنک کردن کانتینرها به آنها واگذار شده بود.
با توجه به خلاصه کلی فوق ، بسیار طبیعی به نظر میرسد که استعفای وزیر دفاع و فرمانده گارد ملی این کشور برای التیام دردهای این مردم پس از این واقعه ، کافی نبوده باشد و نوک پیکان اعتراضات و حملات همچنان متوجه شخص رئیس جمهور باشد که هست . وی در سخنان کوتاهی که تنها یک بار پس از این حادثه تا کنون با مردم داشته است ؛ نه تنها رضایت مردم را از گفتههای خویش به جا نیاورده و مسئولیتی متوجه خویش را صراحتا نپذیرفته است ؛ بلکه جالب اینکه از خطرناک بودن این محموله نیز اظهار بی اطلاعی نموده است ؛( چیزی که به یک شوخی مضحک و به اظهاراتی از نوع سخنان دولتمردن ایران خودمان بیشتر شباهت دارد.)
بنابر این با توجه به آنچه گفته شد ؛ این روزها در این جزیره کوچک رویدادهایی میگذرد که احتمالا به دلیل همین کوچک بودن کشور نه تنها در لابلای اخبار کشورهای بزرگ ، درست دیده نمیشود؛ بلکه چه بسا مثل قد و قواره ریز این جزیره که در روی نقشه جهان و در آبهای پهناور مدیترانه از چشمها پنهان است ؛ اوضاع بحرانی و بی ثبات فعلیاش نیز از دیدهها پنهان بماند .
اما به نظر من این کم توجهی و سکوت مصلحتی برای انعکاس کامل اخبار و حوادث این کشور در ابعاد کافی ؛ دیر نمیپاید . به سه دلیل مهم آن اشاره بسیار مختصر و کوتاه میکنم:
۱ - نگاهی به تاریخ این کشور و موقعیت جقرافیایی و سیاسیاش و نقشی که در چندین معادله و معامله سیاسی مهم و تاریخی بین سران قدرتهای بین المللی در مقاطع مختلف بازی کرده است و هنوز نیز به نحوی جایگاه خویش را حفظ نموده است؛ خود دلیل کافی است تا بدانیم حوادث این کشور که عضو اتحادیه اروپا نیز هست ؛ به دقت دنبال میشود تا رشته امور از دست بازیگران بزرگ سیاست خارج نگردد.
۲ - با توجه به دو پاره بودن این کشور از سال ۱۹۷۴ تا کنون و استقرار نیروهای نظامی سازمان ملل در خط مرزی بین دو قسمت یونانی نشین و ترک نشین ؛ نقش و موقعیت کشور ترکیه در این ماجرا که بلا تکلیف بودن عضویتش در اتحادیه اروپا به نوعی منوط و مشروط به سرنوشت سیاسی این کشور و پیدا شدن راه حلی برای پایان دادن به خطر تجزیه این کشور شده است ؛ و بالا خره تلاشهای بین المللی بی وقفه و مستمر دو سه سال اخیر برای نیل به یکپارچگی این کشور ؛ میتوان گفت که هر گونه تغییر و تحول ناگهانی در سیستم سیاسی قبرس نمیتواند کم اهمیت تلقی شود در نتیجه میشود حدس زد که اوضاع در پشت پرده به نحوی کنترل میگردد.
۳ - قبرس کشوری است که بیش از ۹۵% اقتصادش به صنعت توریسم وابسته است .جزیرهای آفتابی و خوش آب و هوا در دریای مدیترانه که نه تنها سالانه چند میلیون توریست از سراسر اروپا و دیگر نقاط دنیا تعطیلات خود را در اینجا خوش میگذرانند ؛ بلکه بیشترین آمار مهاجران ثروتمند ساکن در این کشور را شهروندان انگلیسی و روسی تشکیل میدهند . گذشته از اینکه انگلیسیها و روسها در سراسر کشور (در هر دو بخش شمال و جنوب) به زندگی و تجارت مشغولند ؛ مشخصا در شهر پافوس ساکنین انگلیسی اکثریت جمعیت را تشکیل میدهند و همه مظاهر یک شهر انگلیسی در آنجا نمایان است.
حضور دائم سیاسی و حتی نظامی انگلیس با توجه به اینکه همچنان بخس کوچکی از خاک این کشور تحت سلطه و نفوذ کشور انگلیس است که نظامیان آن کشور برای انجام ماموریتهای خاص در اختیار دارند؛ نیز به حضور همه جانبه انگلیسیها وزن و اعتبار بیشتری میدهد و بالطبع آرامش و امنیت این جزیره از اهمیتی مضاعف بر خوردر است . هم اکنون با توجه به ابعاد این حادثه و نا آرامیهایی که به دنبال داشته است؛ به شدت آسیب جدی به امنیت و اقتصاد آن وارد شده که بر آورد آن فعلا قابل تشخیص و محاسبه نیست.
۴ - موقعیت جقرافیایی قبرس به اضافه جدا بودن دو بخش شمالی و جنوبی آن و استقرار دو نظام سیاسی متفاوت و گاه متضاد در هر کدام از این دو قسمت از خاک این جزیره ، ارتباط آزاد و مستقل هر یک از این دو بخش با دنیای پیرامون ، اهداف پیدا و پنهان کشورهایی چون انگلیس و ترکیه نسبت به حفظ همین شرایط بی ثبات و بسیاری دلایل دیگر، این کشور (بویژه بخش ترک نشین آن ) را تبدیل به مکان آزاد و بازار پر رونق قمار و سکس نموده است که از این طریق ثروت هنگفتی به جیب مافیای قدرت و سیاست سرازیر میشود.
لذا همه موارد بالا و واقعیتهای دیگری که شرح کامل آنها در این یاد داشت مقدور نیست ؛ حساسیت موقعیت فعلی این کشور را دو چندان میکند .
با توجه به گردش آزاد اطلاعات و اخبار و بی سابقه بودن حوادثی از این دست که در چند روز اخیر در صحنه سیاسی این کشور رخ داده است ؛ به نظر میرسد که باید منتظر تحولات سیاسی جالبی در این کشور اروپائی باشیم. کشوری که صرفا مظاهر سیاسی و برخی آزادیهای دموکراتیک به سبک اروپا را داراست اما میتوان جلوههای بسیار برجسته تری از فرهنگ، تاریخ ، نژاد، خلق و خو و آداب و سنن آسیایی را در آن به وضوح مشاهده کرد. حضور پر تعداد ایرانیها و آسیاییها در این خاک نیز در همین رابطه قابل تفسیر است. ابوالفضل عبدی.

No comments:
Post a Comment