شهروندان قبرس ، قربانیان بیگناه محموله نظامی ایران
محموله نظامی مربوط به ایران شامل ۹۸ کانتینر که از آبهای قبرس عازم سوریه بوده است ؛ در ژانویه ۲۰۰۹ توقیف و در محل پایگاه نیروی دریایی این کشور و به فاصله کوتاهی از تاسیسات انتقال برق انبار شده بود که صبح دیروز منفجر شد و شدت انفجار به حدی بود که تا کنون منجر به کشته شدن ۱۲ نفر و زخمی شدن بیش از ۶۵ نفر گردیده است .در اثر این انفجار تاسیسات انتقال برق کاملا ویران شد .حد اقل در دو شهر بزرگ این کشور تا ساعتها برق قطع بود و انتظار میرود این مشکل تا چند روز ادامه داشته باشد.تا شعاع پنج کیلومتری به خانهها ، مغازهها ، جادهها ،وسائل نقلیه و بسیاری اماکن دیگر آسیب وسیع وارد شد. حال بیش از نیمی از مجروحین وخیم اعلام شده و بیم آن میرود که آمار واقعی تلفات بیش از این تعداد باشد.از طرف حکومت این کشور سه روز عزای عمومی اعلام شد و به عنوان بزرگترین تراژدی و فاجعه دلخراش بعد از سقوط هواپیمای مسافربری این کشور در سال ۲۰۰۵ توصیف شد.برای کشوری با جمعیت کمتر از یک میلیون نفر ، به واقع چنین حادثه اسفباری که منجر به کشته شدن چندین نفر از پرسنل نیروی دریایی و کارکنان آتش نشانی و و دیگر مردم ساکن منطقه گردیده است ؛ رویدادی غم انگیز و تأسف بار تلقی میشود.متعاقب این اتفاق وزیر دفاع و فرمانده ارتش این کشور استعفا داده اند.
نگارنده که خود بیش از شش سال است که ساکن این کشور میباشم و در حد توان و دانش خود به خلق و خو و فرهنگ و خصوصیات غالب مردم این کشور توجه نمودهام ؛ پس از این واقعه برخی نکات برجسته را که مشاهده کردهام در این یاد داشت به اختصار ذکر میکنم:
-از دقایقی پس از این حادثه بطور مستمر از همه کانالهای تلویزیون این کشور گزارش مستند و واقعی به مردم انعکاس داده میشود.
روزنامه نگران و گزارشگران با آزادی کامل صریحترین سوالها و باز خواستها را از تمامی مسئولین ذیربط ،وزرأ و شخص رئیس جمهور نسبت به چند و چون این حادثه و سهل انگاریها و حتی حماقتهایی که منجر به این اتفاق گردیده ؛ مطرح مینمایند و هرگونه طفره رفتن و توجیه کردن مسئولین و مسببان این حادثه را به وضوح در معرض دید همگان قرار میدهند. استعفای فوری دو مقام ارشد مربوطه در همین رابطه قابل تعمق است.
بدیهی است که خشم و اعتراض مردم ، باز ماندگان و آسیب دیدگان این حادثه در درجه اول متوجه دولتمردن این کشور است .سوال بزرگ و ابهام اصلی که باید برای این مردم روشن گردد این است که چرا این محموله تا کنون در این کشور و در این محل و به طرزی کاملا ابتدایی و ناشیانه و با غیر استنداردترین شیوههای حفاظتی و امنیتی ضبط و نگهداری شده است .مصاحبهها ،میز گردها و مجموعه اخبار و گزارشات و تحلیلها پیرامون این حادثه گویای این نکته و این حقیقت است . اما با کامل تأسف حقیقت دیگری هم در سایه حقایق موجود نهفته است که بسته به مجموعه عوامل و شرایط موجود ، دیر یا زود رخ مینماید. حقیقت و نکته تأسف بار این است که به هر حال این محموله متعلق به حاکمان جمهوری اسلامی ایران بوده است و تأسف بار تر اینکه یونانی جماعت (مردم این کشور و شهروندان کشور یونان) مثل بسیاری دیگر از ملیتها آنطور که باید و شاید حساب مردم ایران را از حساب حاکمان بر مردم ایران ، جدا نمیکنند.
نگاهی کلی به مجموعه ایرانیهای ساکن در این کشور که بخش اصلی آنها را پناه جویان تشکیل میدهند ؛ وضعیت نا مناسب اکثریت پناهجویان ایرانی و کسانی که اقامتشان از نظر مسئولین مربوطه غیر قانونی تلقی میشود ؛ درگیریها و اعتراضاتی که در این رابطه بصورت مستمر ادامه داشته است و بسیاری واقعیتهای دیگر که در این یاد داشت نمیگنجد ؛ همگی به اضافه همان نکته اصلی یعنی تفاوت کافی قائل نشدن بین شهروند ایرانی و دولتمردن ایرانی که محمولههای نظامی ارسالیشان در چند مورد در آبهای مدیترانه و یا در ترکیه توقیف شده است ؛ زمینه نسبتا مساعدی فراهم مینماید که فضای موجود و ذهنیت مردم این جزیره کوچک را بشود به نحوی تجسم کرد که گویی دل خوشی از ما ایرانیها ندارند چرا که قدرت تشخیص و تمایز قائل شدن بین این دو مقوله را ندارند.لذا این امکان هست که لا اقل بخشی از نگاه، احساس ، رفتار و واکنش مردم این جزیره ، خواسته یا نا خواسته از این به بعد حتی توام با بد بینی و سو ظن بیشتر نسبت به ما ایرانیها شود.
البته نا گفته نماند که یک پارادوکس عجیب دو بخشی هم هست که ممکن است به نحوی کمکی باشد تا این نگرانی تا حدی خنثی شود .
بخش نخست این پارادوکس این است که ملیت یونانی از معدود ملیتهایی هستند که اکثریتشان هنوز مثل حاکمان فعلی ایران ،بیشتر گرفتاریها و مصیبتهای دنیا را زیر سر آمریکای جهانخوار ( دقیقا با همان تعبیر ) میدانند و از قضا به همین دلیل هم بسیار برای احمدی نژاد و شعارهایش و فحشهایش به آمریکا و حتی برای برنامه اتمیاش به به چه چه میکنند و هورا میکشند. بخش دیگر این پارادوکس این است که اتفاقا روابط کشور قبرس با کشور اسراییل بسیار دوستانه و مودًت آمیز است. تنها ساعاتی پس از این انفجار و قطعی گسترده برق در این کشور اولین محموله کمکی از طرف کشور اسراییل رسید که شامل ژنراتورهای برق است.
حال باید دید با توجه به اینکه موشکها و سلاحهای نظامی احمدی نژاد که بصورت آزمایشی به اقیانوس هند و هدفهای آزمایشی شلیک شده بود و قبل از اینکه به سمت اسراییل و یا هدف مشخص دیگری شلیک شوند ؛ اینجا در خاک قبرس منفجر شدند ؛ اولین سوألی که خود این مردم باید از خودشان بپرسند این است که آیا با حادثهای که دیروز برایشان پیش آمد باز هم این همه از سخنرانیها و مواضع احمدی نژاد و خامنهای به وجد میآیند و حس ضدّ آمریکاییشان ارضاعٔ میشود یا خیر. لذا این همان پارادوکسی است که باید منتظر گذشت زمان بود تا تاثیر آنرا در روابط دو ملت و روابط دو کشور مشاهده کنیم. ابوالفضل عبدی .

No comments:
Post a Comment