Search This Blog

Powered By Blogger

My Blog List

Sunday, December 18, 2011

ای بابا ... علی ، تو که گفتی فیلتره مخزن اسرار ما ... لابد فکر کرده بودند که علی آباد هم روستا است و راهش رو بستند و حالا دیدند که نه بابا ، از این بنده خدا هیچ آسیبی متوجه آنها نیست و هر چه فریاد دارد سر خودش می کشد . یا دلشون سوخت یا فیلشون را بردند جای دیگه بخوابونند تا تر بزنه و یا اینکه شما فیلتر شکنت کارش درسته .
به هر حال ، حالا که دوباره دسترسی به وب لاگ من داری و از این دسته گل های اخیرم خبر داری ، بهت بگم که دلیل اصلی اینکه من برخی چیزای شخصی رو اینجا می نویسم یا قرار میدم اینه که دوست دارم این حس و حال ها و واکنش ها یم در مواجهه با آنچه برام پیش میاد ؛ را ضبط و حفظ کنم تا بعدا هم بهشون دسترسی داشته باشم وسالها بعد خودم را بتونم یا بتونیم مرور کنیم.
البته اگه من همه پرت و پلا ها و شر و ور هایی را که برای این و آن می نویسم ؛ می خواستم بزارم تو وب لاگ ؛ ممکن بود که امتیاز وب لاگ داشتن را از من بگیرن به علت استفاده بیش از حد از ظرفیت اینترنت و سهمی که از آن به من میرسد . ضمن اینکه وقتی آدم زیاد بنویسد امکانش هم زیاد است که بخش زیاد نوشته هاش حرف زیادی و اضافی باشه ، پس جای شکرش باقیه که من از بین نامه هایی که می نویسم ؛ تنها معدودی را اونجا هم میزارم. البته من شخصا تقریبا هیچ مساله خصوصی ندارم و با همه مردم دنیا ، نه دارم به قول معروف (محرم ). اما خوب گاهی هم هنوز ازم بر میاد چیزای کوچکی را رعایت کنم اگرچه اغلب نکات بزرگ و مهم را بی خیال میشم.
خب ، چی شد ... و چی گفتم ... خودم هم زیاد نفهمیدم . فقط خواستم پاسخ لطف و توجه شما را اگه بشه نوشت ، بنویسم.
قبلا هم نوشتی که خیلی دوست داری سفری به امریکا داشته باشی . امیدوارم این فرصت بزودی برات مهیا بشه . از من خواستی که از تجربه این سفر برات بنویسم. چشم . اگر چیزی به نظرم رسید حتما . اما فکر کنم با توجه به اولین تجربه بابا بزرگ شدن ، همش وقتم به به این موضو بگذره و بازم مثل سفر قبلی چیز زیادی از خود امریکا نبینم. ضمن اینکه با جیب خالی دارم میرم و این یعنی اینکه همش منزل تشریف داشته باشم. یا بتمرگم .
به همراه این یاد داشت آخرین عکس حنا را برات می فرستم. قربانت . ابولفضل .

No comments:

Post a Comment