همسر عزیزم، یادم رفت بگم که اینجا دیروز و امروز اعتصاب عمومی بود و الان در روزنامه خوندم که دیروز پرواز ها هم کنسل شده به این دلیل. یک شنبه هم روز انتخابات شهردار ها است که مردم و کارمندان تهدید کرده اند که تحریم میکنند اما دولت و دولم و دولش گفته اند : گه خوردید . برگزار میکنیم . به دولمان که شرکت نمیکنید . امیدوارم این خر تو خر عظما تا سه شنبه ادامه پیدا نکنه و در پرواز چلچله ها به آنسوی اقیانوس ها وقفه ای ایجاد نشه.
دیروز آن زن و شوهر ایرانی که خانم هر دو پاش قطع شده و دیالیز هم میشه از لیماسول آمدند نیکوزیا دنبال پرونده شون که بسته شده و از من خواسته بودند که برم باهاشون برا ترجمه . اما اعتصاب بود و کارشون انجام نشد. قرار شد دو شنبه بیان . گفتم اگر من سفر نرفتم و بیکار بودم در خدمت هستم و اگر نبودم ، و پسرم کلاس نداشت و آزاد بود ،او میاد همراتون. احسان هم استقبال کرد. هر کار کردم بیان چند دقیقه منزل ، نیامدند . گفتند هر ۴ ساعت یکبار باید دیالیز بشه و دستگاه را با خودشون تو ماشین همراه داشتند که خودشون انجام بدن. خیلی دلم سوخت براشون و دیگه مشکلات خودم یادم رفت تا یه چند ساعتی . قربانت . به همراه ماچ لری .
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment