خواهر گلم،من که گفتم بیدار بودم و از این یادداشتی که فرستادم معلومه که دروغ نمیگم. اگر هم خواب بودم چه چیزی بهتر از اینکه با زنگ شما بیدار شم که شدم و روزم به خرمی آغاز شد.از مرتضی اول تشکر کنم به خاطر ۲ تا جوک با حال و با مزه طبق معمول که کلی تنهایی خندیدم.مکالمه کوتاه با تو و شنیدن صدای مرتضی در کنار تو مثل این بود که گشنه و تشنهٔ باشی تو بیابون و از غیب یه دست چلو کباب بدون دوغ و بدون پیاز برات آماده بشه. اون جوکها دوغ و پیازش بود. الهی خیر ببینید. گفتم الهی. یاد واکنش احسان و نرگس و محترم افتادم وقتی براشون با موبایل خبر دادم که بهمن نامزد شده.نرگس جواب داد الهی ... با کی ؟ احسان جواب داد اوه... جدأ.... آخی... محترم جواب داد آخیش با کی ؟
همگی کلی شاد شدیم و شنگول از این خبر و ای ول به خودت که بلافاصله عکس هم فرستادی.کارت درسه نمرت بیست.
ما هم همراه با شما آرزو میکنیم جوونا یه تیکه خوب دچارشون بشه و نوبت به همه برسه. اونایی هم که به هر دلیل خواسته یا نا خواسته مجرد مانده اند هنوز ؛ از دست بعضی از ما متأهلها که خدای نکرده ممکنه حواسمون به امتیازهایی که اونا نسبت به ما دارند غافل باشیم و غر الکی بهشون بزنیم آسوده باشند.مثلا احیانا شبنم از دست مامانش و مریم از دست مامانش . من و مرتضی از دست محترم و خودت.فدات با هزار تا بوس و بغل.

No comments:
Post a Comment