تکرار حکایتهای تلخ و شیرین زندگی پس از این همه سال...خرداد سال ۶۲ در آن سالهای هراس و زندان و اعدام، یکی از پیامدهای ازدواج غیر متعارف من و همسرم این بود که خانواده عروس ،حتی پدر و مادر از حضور در آن مراسم مختصر ، محروم بمانند.
و حالا خرداد ۸۹ هفته آینده مراسم ازدواج دخترم با نامزدش ( نرگس ورایان) در حالی در آمریکا برگزار خواهد شد که به من و پسرم هنوز ویزا نداده اند...ای کاش از ویزای قبلی استفاده کرده بودیم و سابقه یک بار سفر ینگه دنیا را در پاسپورت داشتیم تا ما هم همزمان با همسرم مجوز سفر میگرفتیم. در این فرصت کوتاه باقی مانده سعی میکنیم کما کان امیدوار بمانیم... اما اگر نشد، شکایت این بی عدالتی را به کی باید برد و علت آنرا کجا باید جست ؟ در ایرانی بودن ... یا ... ؟ جای شکرش باقیست که مادر عروس حضور دارد... !عادلانه تر از ۲۷ سال پیش…!
و حالا خرداد ۸۹ هفته آینده مراسم ازدواج دخترم با نامزدش ( نرگس ورایان) در حالی در آمریکا برگزار خواهد شد که به من و پسرم هنوز ویزا نداده اند...ای کاش از ویزای قبلی استفاده کرده بودیم و سابقه یک بار سفر ینگه دنیا را در پاسپورت داشتیم تا ما هم همزمان با همسرم مجوز سفر میگرفتیم. در این فرصت کوتاه باقی مانده سعی میکنیم کما کان امیدوار بمانیم... اما اگر نشد، شکایت این بی عدالتی را به کی باید برد و علت آنرا کجا باید جست ؟ در ایرانی بودن ... یا ... ؟ جای شکرش باقیست که مادر عروس حضور دارد... !عادلانه تر از ۲۷ سال پیش…!

No comments:
Post a Comment